تبليغاتX
گروههای آموزشی متوسطه

مقدمه
اگر خواسته باشيم در ابتدا تعريفي از مشاوره كرده باشيـم اين است كه مشاوره ايجــاد تغييــرات رفتاري وشخصيتي سازنده در مددجو مي باشد . زيبايي ايـن تعريف در آن است كـه مي تـوانـد نظريه ها و
روشها ي گوناگون مشاوره را بدون خدشه وارد كرده بدون خدشه وارد كـرده به هـر يك از اين
نظريه ها و روشها در بگيرد .
نظريه هاي شخصيت ويادگيري زيربناي بسياري از روشها وفنون مشاوره را تشكيل مي دهند . بنابراين هدف مشاوره توسط كميته تعاريف بخش روانشناسي مشاوره انجمن روان شناسي امريكا چنين تعريف شده است :كمك به افراد تا بتوانند بر موانعي كه در زمينه رشد شخصيتي آنان ايجاد مي شود ، فائق آيند ونيز ياري دادن به آنان تا بتوانند منافع شخصيتي خود را به نحو مطلوب ،گسترش دهند .
بعضي از روانشناسان معتقدند كه برخلاف تصور بعضي از صاحب نظــران هدف مشاوره ،ترميم كردن صدماتي در گذشته بر مدد جو وارد آمده يا پرداختن به بعضـــي از وجـوه نامناسب رشد يافته ابعاد مبهم شخصيت نيست ،بلكه هدف مشاوزه همان فرآيند ياري دادن به فــرد اســت تــا بدينوسيله بتوانـــد نسبـت به هويت شخصي خود احـــساس روشنـــي پيدا كنـد وهمـــواره آن ومحدوديتهاي جسمي ورواني خود را نيز بپذيرد .
حال مشاوره در مدارس مشائبه ديگري دارد ، چونكه مشــاوره در آمــوزش وپـرورش شـامـــل كاربردهاي است كه بتواند براي دانش آموز درس را تسهيل وادامــه زندگــي دانش آمـوز را با رغبت بهتر وراحتي ميسر گردانند.

كاربردروان شناسي يا مشاوره در آموزش وپرورش
كاربردروان شناسي يا مشاوره در آموزش وپرورش شامل هدفهاي ذيل مي باشد :
1 -  هدايتهاي تحصيلي براي انتخاب رشته .
2 – مشاوره فردي         
3 – مشاوره گروهي       
 4 – مشكلات جانبي
5 – صندوق مشاوره      
6 – آموزش خانواده
هدايت تحصيلي براي انتخاب رشته
1 – نظر والدين : نظر والدين درانتخاب رشته ضرورت خاصي داردكه شامل موارد زياديست:
1-1 شناخت از فرزندان خويش مثلأ والدين يك دانش آموز مقدار توانايي فرزند خويش را بهتر از خود دانش آموز كه در سني است كه تشخيص توانايي خود را نمي داند با توجه به اينكه دانش آموز ممكن است تخيلاتي نسبت به رشته مورد نظر داشته باشد مي توان از شناخت خانواده در مورد او استفاده كرد .
1-2 توانايي اقتصادي خانواده : نظر بع اينكه توانايي مالي والدين در مورد رشته تحصيلي دانش آموز مرتبط است شكي نيست مثلأ اگر پدر انواده داراي ثروت بالايي است ومي تواند از لحلظ مالي فرزند خود را ساپورت ميكند ورشته تحصيلي تأثير به سزايي دارد .
1-3  وجود تحصيلات دروالدين كه تحصيلات بالايي دارند نظر انها در رشته تحصيلي فرزند خويش ساعي تر است تا نسبت به والدين كه از لحاظ تحصيلي در پايه پايين تري هستند .
2- نظر دانش آموز :نظر دانش آموز در مورد رشته تحصيلي مراحل مختلفي دارد :
2-1 شناخت از حرفه هاي مورد علاقه : در جامعه شغلهايي وجود دارد كه دانش آموز در اجتماع با آنها برخورد مي كند وعاشق آن شغل مي شود كه ممكن است پايدار يا غير پايدار باشد .
2-2 وجود شغل هاي پر درآمد : برخي دانش آموزان بيشتر به ماديات يك شغل علاقه نشان مي دهند تا محتويات آن لذا در مورد رشته تحصيلي خود ، رشته مورد نظر خود را با ريسك بالا انتخاب مي كنند .
2-3 تقليد از الگوها : دانش آموزان چون در اين سن دچاربحران هويت هستند ممكن است از افرادي با شغل هاي متغير استفاده كند . لذا بايد بشدت مواظب تا از الگوهاي شغلي ورشته هاي تحصيلي خوبي استفاده كنند .
3 –  نظر دبيران : نظر دبيران شامل چند مورد است :
3-1 وضعيت هوش دانش آموزان : نظر به اينكه مشاورين از هوش دانش آموزان در دوران تحصيلي بااطلاع هستند بهتر مي تواند به آنها در اين مورد راهنمايي كند كه بيشتر موارد اين امر هم از طريق هوش وهم نظر دبير ميسر مي شود.
3-2 رغبت دانش آموزان : مشاوردر مدرسه از طريق تست رغبت سنج مي توانند رغبت دانش آموز را راجع به رشته تحصيلي مورد نظر بسنجد و راهنمايي بهتري قائل شوند.
2- مشاوره فردي :
در مشاوره فردي مواردي كه براي دانش آموز در مدارس به وجود مي آيد ، موضوعاتي مانند : خود كشي ، ارتباط با جنس مخالف ، اضطراب ، استرس ، عدم اعتماد به نفس ، بيش فعالي ، ضعف درسي و برنامه درسي مي باشد. مشاور ميتواند از طريق فرد دانش آموز در يك فضاي دو نفري موضوع را برسي كند تا به علت واقعي دست يابد.
الف)خود كشي : اصولاً خود كشي بر اثر ناكامي و افسردگي يا در خود فرو رفتگي بوجود مي آيد كا مشاور اين است كه با تشخيص علت خود كشي بتواند با دانش آموز مورد نظر مشاوره كند يكي از اين مسائل را كه مي توان مثال زد ، نرسيدن به نمره در درس خاصي است از آنجا كه ممكن است دانش آموز روش درسي خوبي براي بعضي از دروس انتخاب نكند به نمره پائين وبا چندين موارد به ناكامي منجر شود وبعد از چند ناكامي باعث خود كشي مي شوند در خانمها دو برابر بيشترآقايان است اما لزوماً خود كشي در آقايان دو برابر نسبت به خانمها به نتيجه مي رسد و اين نشان دهنده اين است كه خانمها بيشتر به فكر مي افتند و كمتر عمل مي كنند روان شناس با در نظر گرفتن روحيات شخصي مورد نظر بايد اورابه آرامش و رفتار متعادل بكشاند وتا مدتي با او از طريق راز داري و جلب نمايد.
ب) رابطه با جنس مخالف : در نوجواني و جواني دانش آموز چون به بلوغ مي رسد داراي حس ترايكي به جنس مخالف پيدا مي كند كه ممكن است با احساسات لطيفي كه در آن است سن حساس دارد باعث اشتباه بزرگي شود .
مشاوره مدرسه از طريق خانواده گروه همسالان و رفتار متمايز و دانش آموز مي تواند متوجه مسئله در ميان بگذارد و مشاور با دوستي كه نسبت به فرد مورد نظر قائل مي شود به مشكل فرد پي ببرد اصولاً رابطه با جنس مخالف بر اثر كمبود عواطف از خانواده بوجود مي آيد اگر خانواده ها بتوانند رابطه عاطفي قوي با فرزندان نوجوان خود داشته باشند فرزندان به مشكل خاصي دچار نمي شوند . مثلاً وقت گذاشتن پدر و مادر در امور تحصيل و تفريحي فرزند مي تواند كمبود را در فرزند خود از بين ببرد .
مشاور مي تواند با نزدي شدن به شخص مورد نظر در مسائل جزئي او را راهنمايي خيلي خوبي براي او باشد .
ج) اضطراب : هر موقعيتي كه بهزيستي جاندار را به خطر مي اندازد حالت اضطراب در او بوجود مي آورد. تعارض ها و گونه هاي ديگر ناكامي يكي از پاسگاهاي اضطرابند همچنين خطر آسيب بدني ، به خطر افتادن عزت نفس و وارد آمدن فشار براي انجام كارهايي فراتر از توانمنديهاي آدمي ، در وي اضطراب ايجاد مي كند .منظور از اضطراب هيجان نا خوشايندي است كه با اصطلاحاتي مانند نگراني ، دلشوره ، وحشت و ترس بيان مي شوند و همه آدميان درجاتي از آن را گاه گاه تجربه مي كنند .
مشاور مدرسه با در نظر گرفتن اضطرا ب دانش آموز مورد نظر بايد در حل آن گوشش كنند .همانطور كه گفته شد هر فردي مقداري از اضطراب را با خود مي كشاند .كمبود يا افزايش مقدار اضطراب باعث نگراني است مثلاً اگر فردي از ماشين در حال عبور بترسد باعث نگراني نيست ولي مادامي كه اين ترس خيلي كم شود يا بيش از حد بالا برود باعث نگراني و اضطراب                          
است  .مشاور مي تواند از طريق حساسيت زدايي تدريجي از اضطراب دانش آموز بكاهد .
د) عدم اعتماد به نفس : بسياري از خاواده ها در رويارويي فرزند خود با اقوام و دوستان جامه به فرزندان خود راهنمايي اساسي نكرده و اين باعث عدم اعتماد به نفس در مراحل ديگر تحصيل و همين طور زندگي آينده شود .
در مدارس دانش آموزان اگر اعتماد  به نفس نداشته باشند باعث بروز واكنشهايي مانندلغت تحصيلي ، كم رويي ،شركت نكردن در مراسمهاي مختلف مدارس وناتوانائيهاي درسي شودمشاور مي تواند با تقويتهاي كه  تقويتهايي مانند تقويت مثبت وتقويت منفي ودر نهايت تنبيه چاره كار عدم اعتماد به نفس است . مثلاً اگر دانش آموز ي نتواند بر اثر عدم اعتماد به نفس به درس به خوبي جواب ندهد .
مشاور بايد با صحبت كردن با دبير ودانش آموز به صورت تقويت مثبت اورا شجاع در جمع كرده وكاملاً در درس دخالت دهد تا آرام آرام به منظور مورد نظر خود برسد .
ه ) بيش فعالي : بيش فعالي در سه درصد از  دانش آموزان شايع است كه بيشتر به مسأله هورموني دانش آموز در ارتباط است . آنچه كه مشخص است از بيش فعالي نمي توان جلوگيري كرد بلكه مي توان  به آن جهت داد . مثلاً با قرار دادن او به ورزشهاي فعال مي تواند توانايي اورا كمتر كرد با آزاد گذاشتن اودر كلاس (سر گروه )مي توان انرژي اورا كمتر كرد وبا مسؤليت دادن در خانه وخانواده مي توان آرام آرام اورا به سمتي كشاند كه هم باعث رفاه ديگران وهم باعث راضي بودن خود شخص شود . اصولاًاگر مشاور بتواند با اوخوب رفتار كند درمسائل درسي به نتيجه بهتري برسد.
و) ضعف درسي : در ضعف درسي مسائل مختلفي وجود دارد . عواطف ،هوش پايين ، عزت نفس نداشتن جايگاه خانوادگي ، وجود استرس واضطراب در فر د ، ناتواني  در گوش دادن وجود عوامل خارجي درفرد باعث بروز افت تحصيلي وضعف در ادراك مي شود .مشاور بايد پس از مراجعه ابتدا دلايلي را كه در بالا عنوان شد را پيداكرده تا بتواند بيشتر با كمك دانش آموز ضعف درسي اورا از بين ببرد . مثلاممكن است دانش آموز حجم حافظه يا مشكل اندام هوشي داشته باشد در اين صورت با ارجاع دادن فرد به شنوايي سنجي ودر ادامه با صحبت كردن با دبير مورد نظر به آرامش فرد كمك كند اگر بخواهيم بيشتر در اين مسأله ريز شويم مي بينيم كه عوامل خارجي مانند اضطراب واسترس توجه اكثر دانش آموزان را به خود جلب مي كند كه منشاء بيشتر آنها از جو خانوادگي فرد است ومشاور بايد تمام مجهولها را از بين ببرد تا فرد دچار ضعف درسي نشود .تكنيكهايي مانند تقويت مثبت وتقويت منفي تأثير بسزايي د ر دانش آموز مي گذارد.

3 –  مشاوره گروهي :مشاوره گروهي شامل مشاوره هاي خانوادگي ، مشاوره همسالان ، مشاوره دبيران و اعضاء مدرسه كه در زيل  بصورت مفصل به آنها اشاره مي كنيم .
الف) مشاوره خانوادگي  : با توجه به مسائلي كه در مشاوره فردي گفته شد مشكلات يك دانش آموز بايد بصورت مشاوره خانوادگي نيز انجام شود تمام مسائل بايد با والدين و فرزندان ديگر خانواده بصورت مشاوره خانوادگي يا گروهي انجام شود لازم به ذكر است  اگر يك فرد از لحاظ خانوادگي دچار مشكلات عديده اي باشد بايد ابتدا به ساكن در محيط خانواده حل شود تا فرد با خيال راحت تري در مدرسه به انجام تكاليف درسي برسد . در مشاوره خانوادگي از تمام اعضاء همانطور كه در مشاوره گروهي انتظار مي رود بايد استفاده كرد . ابتدا موضوعي يا مشكلي كه هست بايد گفته شود و هر كس چيزي كه به نظرش مي رسد براي حل مسئله بگويد و هر جا كه بحث به خارج مي رود مشاور بايد دخالت كرده تا بحث از مسير اصل اش خارج نشود ودر انتها مشاور نسبت به موضوع خاص بايد نتيجه گيري كند و فردي كه داراي مشكل است تمام مشكلات را بايد به زبان بياورد تا در محيط خانواده از طريق مشاوره خانواده هل شود و همه وظايف فرد را در اين مورد بشناسد .
ب) مشاوره همسالان (همكلاسيها ) : وجود مشاوره در همسالان يا همكلاسيها منجر به اين مي شود كه محيط دوستانه اي بوجود آيد و همه حقوق همديگر را رعايت كنند با تشكيل انجمن همكلاس تمام دانش آموزان عضو انجمن كلاس مي شوند ودر نهايت در انجمن مدرسه شركت دارند تا مسائل و مشكلات داخل مدرسه به راحتي پشت سر گذاشته شود نقش يك مشاور در چنين مشاوره اي مدريت كردن و شكل و زمينه دادن به مسائلي است كه خود فرد همكلاس مطرح مي كند.
ج) مشاوره دبيران و اعضاء مدرسه : انجمن اولياء و مربيان دو مشاوره خانواده هم كلاسيها را تكميل مي كند مشاور با در نظر گرفتن ماهانه چند جلسه براي دبيران مي تواند مشكلاتي كه نه تنها براي دانش آموزان بوجود مي آيد بلكخ مشكلات دبيران را نيز مرتفع كنند .مثلاً امكان دارد دبيري با دبير ديگري راجع به يك دانش آموز تفاهم نداشته باشند در اين صورت با مشاوره دبيران مي توان اهداف و نظر آنان را نزديك به هم كرد تا بتواند در مورد يك دانش آموز به نتيجه مورد نظر برسند . ثانياً روابط چند دبير ، مدير و ناظم مدرسه از طريق اينجور مشاوره ها نزديكتر مي شود تا بتوان راه حل مناسبتري براي ارتقاء سطح درسي مدرسه و دانش آموزان بوجود آورد و همانطور كه گفته شد تمام مديريت اين جلسات مشاوره را بايد مشاور مدرسه بر عهده داشته باشد . جلسه اولياء ومربيان ، بين مشاوره خانوادگي (رابطه داشتن با دانش آموز ) و مشاوره دبيران باعث مي شود كه تمام مسائل زير در جلسه گفته شود و كاملاً حل شود .
4- مشكلات جانبي : مشكلات جانبي شامل مسائلي مي شود كه بي تا ثير با افت تحصيلي نيست نظير ارتباط با جنس مخالف ، اعتياد والدين ، مشكلات مالي ، بي سوادي والدين .
الف) ارتباط با جنس مخالف : در مدارس مشاور مدرسه بايد طوري رفتار كند كه بيشتر دانش آموزان رابطه دوستانه اي با او داشته باشند تا بتواند تمام مسائل شخصي در صورت مشكلات با او در ميان بگذارند .حال مي توان به منظور رسيدن به اين مهم تابلوهايي در سالن اصلي مدارس قرار داد و مسائل فرهنگي را در آن بكار برد نيز مي توان با قرار دادن جلسه اي راجع به موضوعات ارتباط با جنس مخالف و نظير آن بيشتر دانش آموزان را به طرف خود كشيد تا راحت تر  مسائل اين چنيني را باز گو كنند در گام اول مهيا كردن دانش آموزان براي گفتن مسئله و در گام دوم راهنمايي كردن و جهت دادن به مسئله مهم است و در گام سوم تشخيص اينكه چه كسي فرد مناسب براي همزيستي است .
ب) اعتياد والدين : دانش آموزي كه مشكل اعتياد والدين را داشته باشد اولين چيزي كه باعث نگراني مي شود وجود يك چيز خارجي در خانواده خاص است يع ني اينكه در خانواده شخص مورد نظر مسئله اي وجود دارد كه در خانواده هاي ديگر ديده نمي شود كه اعتياد ميتواند مسائل ديگر را تحت شعاع خود قار دهند . مثلاً زماني را كه يك پدر معتاد براي فرزند خود صرف مي كند كمتر از زمان يا وقتي است كه يك پدر غير معتاد صرف مي كند. خلق بد  ، انعطاف نداشتن  ، پراكندگي افكار ، بي تصميمي ، بي اعتمادي و تمركز نداشتن در مسائل فرزني و خانواده باعث بروز بحرانهايي مي شود كه كمتر قابل جبران است لذا مشاوره مدرسه با تشخيص گوشه گيري دانش آموز و شركت نكردن در بسياري از مسائل رفاهي مدرسه و افت تحصيلي مي تواند متوجه درگير بودن فرد شود . ثانياً در بحران بوجود آمده از طريق مشاوره خانوادگي اعتياد را ترك داده يا پدر و مادر را مجبور به توجه بيشتر به فرزند خود بكند لذ از آنجايي كه به چنين  فرزنداني روح بسيار حساسي دارند و مشاور در اين مسئله سعي بيشتري بايد بكند .
ج) مشكلات مالي : اگر مشاور طوري رفتار كند كه دانش آموزان يك مدرسه با او ارتباط خوبي بر قرار كنند تمام مشكلات سريعاً به او ارجاع داده مي شود از ميان مشكلاتي كه تا به حال قيد شد مشكلات مالي رابطه مستقيم با افت تحصيلي دارد چرا كه اگر دانش آموز نتواند داراي توانايي مالي قابل توجه اي باشد لذا نمي تواند از بعضي كتابها و وسائل كمك آموزشي استفاده كند و نسبت به هم كلاسهايش عقب مي افتد مشاور مدرسه با تاييد اينكه واقعاً دانش آموز مورد نظر دچار مشكل مالي است بايد از طريق آموزش و پرورش و افراد خير جبران مافات كند تا دانش آموز دچار پراكندگي تفكر و مشكلات درسي و در نهايت افت تحصيلي شود.
د)بي سوادي والدين: مواردي كه با بي سوادي والدين در ارتباط است شامل :
1-مشاركت نكردن در امور درسي
2- بي توجه اي در مسائل كمك آموزشي
3- تشخيص ندادن رشته تحصيلي
4- بي تفاوتي نسبت به تحصيلات عاليه
مشاور مدرسه بايد والدين شخص مورد نظر كه دچار بي سوادي هستند آنها را ترغيب به درس خواندن و يا همكاري كردن مسائل آموزشي مدرسه و ارتباط نزديكتر تا با انجمن اولياء و مربيان نمايد . نظير كلاسهاي تقويتي ، خريدن كتابهاي كمك آموزشي به همكاري كردن با مشاور و فرد تحصيل كرده راجع به رشته تحصيلي و فعال كردن رابطه درسي و عاطفي با فرزند خويش در امور مدرسه كه مي تواند باعث رفع قسمتي از بي سوادي والدين شود در شرايط مساوي هر دانش آموزي مي تواند اندازه توانايي ذهني و هوشي با ديگر دانش آموزان رقابت كند لذا مشاور مي تواند اين كار را تسهيل كند.
صندوق مشاوره : همان طور كه قبلاً نيز گفته شد دانش آموزان ، مشكلات خود را در زمينه هاي مختلف از طريق مكاتبه با صندوق مشاور بيان مي كنند و مشاور سعي مي كند تا آنجا كه ممكن است مختصر و مفيد از طريق جواب در تابلو مخصوص مشاور آنها را راهنمايي نمايد.
   آموزش خانواده ها : كار ديگر مشاورين مدرسه انجام مي دهند و يا در واقع كار برد ديگر روانشناسي در آموزش و پرورش و مدارس آموزش خانواده ها در زمينه هاي مختلف ، مخصوصاً مشكلاتي را كه دانش آموزان با آنها دست به گريبان مي باشند صورت مي گيرد و در اين آموزش به سوالات خانواده ها و چگونگي برخورد با اين مشكلات راهنمايي اساسي توسط مشاور صورت مي گيرد.
نتيجه گيري: ازآنجايي كه رشته مشاوره درس بسيار حساس است بايد آموزش و پرورش تمامي امكاناتي را كه يك مشاور در مدرسه احتياج دارد بصورت بلاغير فراهم كند تا از يك طرف باعث سازمان دادن به مسائل آموزشي مدرسه شود و از طرفي رضايت خاطر دبيران و مدير مدرسه را فراهم كند توضيح اينكه اولاً: مشاور بايدانساني بسيار قوي باشد تا دچار مشكل نشود.
ثانياً: بايد تمام مسائلي را كه در نظر دارد و ما فقط قسمتي را اشاره كرديم بصورت طبقه بندي و سيستم آنتيك در بياورد.
ثالثاً: قدرت بالايي داشته باشد تا همه مدرسه را با شرايط روانشناسي آشنا كند كه اين امر باعث بهبود هر چه بيشتر مسائل آموزشي و در نتيجه سطح كيفي آموزشي مي شود انشاء ا... روزي برسد كه توجه كافي نسبت به مشاور مدرسه داشته باشيم .
منابع:
1- زمينه روانشناسي جلد 1و2 هيلگارد(ترجمه دكتر محمد نقي براهني)
2- مشاوره وروان درماني (نظريه ها و راه برد ها) ترجمه و تاليف دكتر محمود ساعتچي
3- اصول موفقيت تحصيلي مؤلف بيژن عليپور
4- پايان نامه تحصيلي جمعي از دانشجويان كار شناسي و روانشناسي دانشگاه تهران
5- افت تحصيلي دانش آموزاندختر و پسر منطقه 7 تهران

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 7:50  توسط فناوری اطلاعات  | 

 

 

به نام خدا

 

 

الگوي طرح كلي درس يا طرح درس سالانه

 

 

 

كتاب :

روان شناسي

 

 

پايه :

سوم ادبيات و علوم انساني

 

 

سال تحصيلي :

87- 1386

 

 

تهيه كننده و تنظيم :

مهدي آريامنش

مشاور و سر گروه مشاوران منطقه بهنمير

 

 

 

 

 

 

 

الگوي طرح كلي درس يا طرح سالانه

درس : روان شناسي

پايه : سوم ادبيات و علوم انساني

سال تحصيلي : 87 86

هدف كلي : مطالعه علمي رفتار

ماهها

هفته ها

روز و تاريخ جلسه

صفحات

موضوعات و عنوان درس

هدف ويژه درس

فعاليتهاي ديگر

مهر

هفته اول

جلسه اول

8/7/86

8-4

مقدمه و موضوع
روان شناسي علمي

آشنايي كلي با روان شناسي

معارفه و آشنايي

هفته دوم

جلسه دوم

15/7/86

17-9

رويكردهاي

روان شناسي

شناخت انواع رويكردها و تفاوت ديدگاهها

پرسش و پاسخ

هفته سوم

جلسه سوم

22/7/86

24-18

راهبردهاي تحقيق در

روان شناسي

آشنايي با

 شاخه هاي

 روان شناسي

توضيحات خارج از كلاس

هفته چهارم

جلسه چهارم

29/7/86

27-24

آزمون

آزمون

ارزشيابي دانش آموز

آبان

هفته پنجم

جلسه پنجم

6/8/86

31-28

رشد ، مقدمه و مفهوم آن

شناخت مفهوم رشد

بحث صفحات 44-41

هفته ششم

جلسه ششم

13/8/86

35-32

اهداف و مشخصات اصلي رشد

شناخت اهداف و ويژگي هاي كلي رشد

توضيحاتي راجع به طفوليت و كودكي اول

هفته هفتم

جلسه هفتم

20/8/86

40-36

نظريه ها و ديدگاههاي رشد

شناخت نظريه هاي شناختي و رواني ـ اجتماعي

رشد و مهارتها در دوره كودكي دوم

هفته هشتم

جلسه هشتم

27/8/86

60-57

ويژگيهاي رشد در دوره نوجواني ( جسماني )‌

شناخت تغييرات جسماني رشد و بلوغ

پرسش كلاسي

آذر

هفته نهم

جلسه نهم

4/9/86

63-61

رشد اندامهاي داخلي

آثار رشد و بلوغهاي زودرس و ديررس

مباحث نوجواني خارج از كلاس

هفته دهم

جلسه دهم

11/9/86

73-64

رشد شناختي دوره نوجواني

مهمترين تحولات شناختي در اين دوره

پرسش كلاسي

هفته يازدهم

جلسه يازدهم

18/9/86

80-74

فرايندهاي شناختي

آشنايي با ادراك و عملكرد لبهاي

چهار گانه مغز

استفاده از تصوير در آموزش

هفته دوازدهم

جلسه دوازدهم

20/9/86

88-81

توجه و انواع آن

شناخت توجه و عوامل موثر بر توجه

استفاده از نمودار در كلاس و پرسش كلاسي

 


 

 

الگوي طرح كلي درس يا طرح سالانه

درس : روان شناسي

پايه : سوم ادبيات و علوم انساني

سال تحصيلي : 87 86

هدف كلي : مطالعه علمي رفتار

ماهها

هفته ها

روز و تاريخ جلسه

صفحات

موضوعات و عنوان درس

هدف ويژه درس

فعاليتهاي ديگر

دي

هفته اول

جلسه سيزدهم

9/10/86

آزمون نوبت اول

دوره مطالب عنوان شده

هفته دوم

جلسه چهاردهم

16/10/86

آزمون نوبت اول

 

هفته سوم

جلسه پانزدهم

23/10/86

آزمون نوبت اول

تصحيح اوراق نوبت اول

هفته چهارم

جلسه شانزدهم

30/10/86

آزمون نوبت اول

اعلام نتايج آزمون

بهمن

هفته پنجم

جلسه هفدهم  

7/11/86

96-89

اصول مهم حافظه و پردازش اطلاعات

شناخت مراحل اصلي حافظه و اصول آن

توضيحاتي در مورد تفكر و ارتباط با حافظه

هفته ششم

جلسه هجدهم

14/11/86

101-97

انواع حافظه و ساختار مغزي آن

شناخت انواع حافظه و تقسيم بندي تولوينگ

ارائه مصداقهاي عيني و پرسش كلاسي

هفته هفتم

جلسه نوزدهم  

21/11/86

109-101

سيستم زبان

 ( شنيدن و گفتن )

يادگيري سيستم هاي زبان و شنيدن معنايي و حسي

مراحل قبل از تكلم و پرسش كلاسي

هفته هشتم

جلسه بيستم  

28/11/86

118-109

سيستم زبان

(خواندن و نوشتن )‌

آشنايي با سيستم نوشتاري و نواحي بروكا و ورنيكه

استفاده از تصاوير و نمودار

اسفند

هفته نهم

جلسه بيست ويكم

5/12/86

125-119

سلامت رواني و

روان شناسي

معيارهاي سلامت رواني

توضيحات خارج از كلاس

هفته دهم

جلسه بيست و دوم

12/12/86

آزمون

آزمون

آزمون

آزمون

هفته يازدهم

جلسه بيست و سوم

19/12/86

134-126

بيماريهاي رواني

معيارهاي بيماري رواني و شناخت تعدادي از آنها

پرسش تشخيصي

هفته دوازدهم

جلسه بيست و چهارم  

26/12/86

139-134

تعارض و واكنش در برابر بيماريهاي رواني

انواع تعارضات و چگونگي واكنش در برابر بيماري رواني

بحث خارج از كلاس

 


 

 

الگوي طرح كلي درس يا طرح سالانه

درس : روان شناسي

پايه : سوم ادبيات و علوم انساني

سال تحصيلي : 87 86

هدف كلي : مطالعه علمي رفتار

ماهها

هفته ها

روز و تاريخ جلسه

صفحات

موضوعات و عنوان درس

هدف ويژه درس

فعاليتهاي ديگر

فروردين

هفته اول

تعطيلات

دوره مطالب درسي توسط دانش آموزان در تعطيلات

هفته دوم

هفته سوم

جلسه بيست و پنجم

16/1/87

144-139

طبقه بندي

بيماريهاي رواني

شناخت انواع

 اختلالات

ياد آوري مطالب قبل از تعطيلات

هفته چهارم

جلسه بيست و ششم

23/1/87

148-144

شناخت برخي از اختلالات رواني

اسكيزوفرني و اختلالات رواني ـ فيزيولوژيك

پرسش كلاسي

ارديبهشت

هفته پنجم

جلسه بيست و هفتم  

30/1/87

154-148

بهداشت رواني

آشنايي با پيشگيري

 و موقعيتهاي تاثير گذار

مباحث خارج از كلاس

هفته ششم

جلسه بيست و هشتم

7/2/87

158-154

روان درماني

شناخت عناصر روان درماني و ارائه خدمات مشاوره اي

پرسش كلاسي

هفته هفتم

جلسه بيست و نهم

14/2/87

آ          ز           مو           ن

هفته هشتم

جلسه سي ام  

21/2/87

دوره از كتاب و پاسخ به سوالات درسي دانش آموزان

خرداد

هفته نهم

جلسه سي و يكم  

28/2/87

پاسخ به سوالات

دانش آموزان

هفته دهم

جلسه سي و دوم  

5/3/87

 

هفته يازدهم

جلسه سي و سوم

12/3/87

تصحيح اوراق

هفته دوازدهم

جلسه سي و چهارم

19/3/87

اعلام نتايج آزمون

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 8:2  توسط فناوری اطلاعات  | 

بسمه تعالي

گزارش آذر ماه گروه آموزشي مشاوران

شهرستان / منطقه   بهنمير و كياكلا  سال تحصيلي 87 86

صورتجلسه اجمالي گروه آموزش مشاوران

 

 

با نام و ياد خداوند متعال و تلاوت آياتي از كلام ا... مجيد جلسه   آذر   ماه گروه آموزشي مشاوران   بهنمير و كياكلا   ساعت    8     الي     َ 30 / 12   روز    شنبه   مورخه    3/9/86    با حضور  كليه اعضا  و تعداد  12/دوازده نفر از همكاران مشاور مطابق سياهه پيوست تشكيل شد.

 

خلاصه اهم مذاكرات

جلسه با نام و ياد خدا و تلاوتي چند از آيات قرآن كريم طبق برنامه فوق آغاز گرديد. در ابتداي جلسه برادر مهدي آريامنش سرگروه مشاوران منطقه بهنمير از همكاران مهمان منطقه كياكلا تقدير و تشكر نمودند و خير مقدم خدمت اين همكاران عرض گرديد. در ادامه با توجه به مباحث از قبل طراحي شده در خصوص محور علمي و محور اجرايي صحبت شد.

در خصوص محور علمي بحث كه در مورد بررسي تحليل يكي از رويكردها و نظريات روان شناختي با تاكيد بر كاربردهاي آموزشگاهي و مدرسه محور بوده است و در ضمن مسئله اضطراب و استرس امتحان نيز شامل آن مي شده بحث شد و همچنين در خصوص عناوين محور اجرايي از جمله نتايج آزمونهاي هوشي و رغبت و راهبردهاي عملي استفاده از پرونده مشاوره اي نيز مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت كه در صفحات آينده خلاصه و اهم موضوعات مطروحه به صورت مكتوب نگاشته شده است. البته نياز به ذكر است مهمان ويژه و مدعو اين جلسه جناب آقاي ملا عليزاده بوده اند كه از نظرات ايشان نيز استفاده گرديد.

 


 

موضوع محور علمي:‌

تحليل يكي از رويكردهاي روان شناختي با تاكيد بركاربردهاي آموزشگاهي

جمعبندي گزارش گروه از مباحث مطروحه در زمينه محور علمي با تاكيد بر تلخيص محتواي مباحثات در قالب يك صفحه همراه با معرفي اعضاي فعال گروه:

ابتدا برادر آريامنش در خصوص چگونگي مطالعه موفق و ارائه 4 مرحله از مطالعه موفق با تاكيد بر رويكرد تفاوتهاي فردي را مورد بحث و تبادل نظر قرار دادند كه در پايان مورد نظر همكاران ارجمند قرار گرفته است.

مطالعه موفق داراي 4 مرحله مي باشد كه شامل :‌1) مرحله پيش از تدريس در زمان 15 دقيقه

2) مرحله هنگام تدريس در زمان حضور دانش آموز در كلاس       3) مرحله پس از تدريس كه به مدت َ 30 دقيقه در عصر همانروز مي باشد       4) مرحله بازآموزي كه آمادگي دانش آموز براي جلسه آينده را در برمي گيرد.

پس از آن برادر بهزاد امين زاده كارشناس مشاوره اين اداره در خصوص ديدگاه شناختي و نظريات روان شناختي معروف پياژه در مورد يادگيري را مطرح نمودند و اينكه ديدگاه شناختي پياژه غالبا روي انگيزش دروني انسان تاكيد دارد و اينكه چرا هميشه ضرورت ندارد كه براي يادگيري در مدرسه پاداش تعيين شود؟ و يا اينكه چرا حل يك مسئله به يك موقعيت مثبت براي دانش آموز منجر مي شود كه وي را به كوشش براي حل مسايل ديگر آماده مي كند و برمي انگيزد؟

استفاده از راهنماييهاي برادر ملا عليزاده كارشناس روان شناسي و مدعو جلسه و ذكر يك تجربه كه بسيار مفيد بوده است.

 

موضوع محور اجرايي:‌

تحليل نتايج آزمونهاي هوش رغبت و راهبردهاي عملي استفاده از پرونده مشاوره اي

جمعبندي گزارش گروه از مباحث مطروحه در زمينه محور اجرايي با تاكيد بر تلخيص محتواي مباحثات در قالب يك صفحه همراه با معرفي اعضاي فعال گروه:

در اين مرحله كليه اعضاء موضوع محور اجرايي فوق را به بحث و تبادل نظر قرار دادند كه اهم مطالب مطروحه بشرح ذيل مي آيد:‌(برادر آريامنش سرگروه مشاوران بهنمير)

دو تن از دانشمندان به نامهاي هرمن ابينگهاوس روان شناس آلماني و آلفرد بينه روان شناس فرانسوي در خصوص مسئله هوش و اندازه گيري هوش كار كرده اند.

ابينگهاوس: اختراع هجاهاي بي معني و اندازه گيري حافظه آزاد توسط آن را انجام داد و بينه: مقياسي براي رشد هوش كودكان ساخت كه توسط آن هوش كودكان را اندازه گيري مي نمود.

بديهي است در اين موارد مي توان تفاوتهاي فردي را اندازه گرفت.

در اين بحث همچنين در مورد آزمون رغبت و تاثير آن در مورد تعيين رشته تحصيلي دانش آموزان پايه اول متوسطه مورد تبادل نظر قرار گرفت كه اين آزمون هم داراي مزايايي مي باشد كه همه همكاران به آن واقفند اما در مورد محدوديتهاي آزمون رغبت كه بيشتر شامل آن مي شود كه همه گروههاي شغلي را احيانا مد نظر قرار نمي دهد و بايد سعي گردد تا هم آزمون هوش و هم آزمون رغبت مجددا از سوي مراجع بالاتر مورد تجديد نظر قرار گيرد.

پرونده هاي مشاوره اي نيز مي تواند پس از سال اول تا دوره پيش دانشگاهي مورد استفاده قرار گيرد و با توجه به تكميل فرم شماره 2 مندرج در پرونده.

تا حد امكان سعي شود فرم شماره 1 به صورت انفرادي يا در گروههاي كوچك پر شود.

(بحث توسط كليه اعضا)

طرح مهمترين سوالات ، ابهامات و پيشنهادهاي گروه در جلسه   آذر   ماه مشاوران

1-آيا مي توان به نتيجه تست ريون اعتماد نمود با توجه به وضعيت فعلي آن؟

2-چرا برخي از دانش آموزاني كه در تست ريون بهره هوشي بالايي داشته اند در درسها موفق نبوده اند؟

3-نتيجه گيري و تجزيه و تحليل آزمون رغبت حتما ديسكتي عمل شود.

4-شغلهاي آزمون رغبت سنج بر حسب كشور ما استاندارد سازي شود.

5-تهيه يك تست جامع طبق شرايط كشور جهت هدايت تحصيلي دانش آموزان

6-نگاه دقيقتر و استفاده بهينه از فرم شماره 2 و لحاظ نمودن آن در طول دوره تحصيلي

 


 

معرفي يك تجربه موفق يا ابتكار در زمينه خدمات راهنمايي و مشاوره آموزشگاهي

با توجه به اينكه از جناب آقاي ملا عليزاده به عنوان مدعو و كسي كه سالها در امر مشاوره مشغول به كار بوده اند، تجربه اي از ايشان دريافت گرديد كه به طور خلاصه ذكر مي شود.

زماني كه ايشان در كردستان بوده اند با دانش آموزي مواجه شده اند كه داراي استعداد خوبي بوده اند و آقاي ملا عليزاده به طور جدي پيگير امر تحصيل ايشان بوده اند. اين دانش آموز امتياز ورود به همه رشته ها و شاخه ها را مي آورد از جمله رياضي و تجربي.

با توجه به اينكه رشته رياضي را هم دانش آموز مي توانست وارد شود اما به دليل لب مرز بودن امتياز ايشان دانش آموز را به رشته علوم تجربي كه داراي امتياز بالاتري بوده اند راهنمايي نمودند كه دانش آموز در مراحل بالاتر تدريس بسيار موفق شد و همچنان با آقاي ملا عليزاده در تماس
مي باشد. اين دانش آموز موفقيت خود را مديون راهنمايي مشاور خود مي داند. اين دانش آموز در حال حاضر در مقطع دكتري مشغول به تحصيل مي باشد.

 


 

گزارش سرگروه از فعاليت و بازديدهاي انجام شده در طول ماه

در اين بخش خلاصه گزارش سرگروه در زمينه آخرين اخبار و اطلاعات ، نتايج بازديد از مدارس با تاكيد بر نقاط قوت ، طرح ابتكارات و ارائه پيشنهادهاي اصلاحي ذكر مي شود.

در اين ماه از دبيرستان دخترانه سميّه بهنمير بازديد گرديد كه در اين بازديد نشستي نيز با مديريت محترم و معاون محترم آموزشگاه به همراه مشاور ارجمند آن آموزشگاه برگزار گرديد كه نتيجه بازديد به طور مفصل در برگه بازديد سر گروههاي آموزشي اداره موجود مي‌باشد. كه خلاصه آن به شرح ذيل مي‌باشد :

كليه برنامه هاي مشاوره آموزشگاه طبق برنامه بطور صحيح و مطابق انتظار رعايت و انجام شد. برگه‌هاي هدايت تحصيلي در آموزشگاه و كلاس سال اول بررسي شد و دانش آموزان توجيه شده بودند.

رشته ها و شاخه ها و شرايط ورود به آن به دانش آموزان تفهيم شده بود.

در آموزشگاه از لوازم سمعي و بصري استفاده مي‌شود.

در كلاس درس برنامه‌ريزي و روان شناسي سعي در رعايت دانش آموز محوري مي‌باشد و استفاده از روش فعال تدوين و بارش مغزي مي‌ باشد.


 

نظريه‌هاي يادگيري مبتني بر روانشناسي شناختي از ديدگاه گشتالت ، بلوم و گاينه

يكي از مهمترين زمينه ها در روانشناسي امروز يادگيري مي‌باشد معروفترين تعريفي كه از يادگيري شده است به اين شرح است كه يادگيري ايجاد تغيير نسبتا پايدار در رفتار يا رفتار بالقوه است كه از تجربه ناشي مي‌شود. و نمي‌توان آنرا به حالتهاي موقتي بدن مانند آنچه بر اثر بيماري،  خستگي يا داروها ايجاد مي‌شود نسبت داد.

 

يادگيري از ديدگاه روانشناسان شناختي :

شناخت به فرايندهاي ذهني ادراك ، حافظه و خبرپردازي اطلاق مي شود كه شخص به كمك آنها دانش مي اندوزد ، مسأله حل مي كند يا براي آينده نقشه مي‌ريزد. روانشناسي شناختي با مطالعه علمي شناخت سرو كار دارد و هدف آن اجراي آزمايشها و پرورش نظريه هايي است كه بتوانند نحوه سازمان بندي و كاركرد فرايندهاي ذهني را تبيين كنند. اما تبيين مستلزم آن است كه نظريه بتواند پيش‌بيني هايي را در خصوص رويدادهاي قابل مشاهده يعني رفتار امكان پذير سازد. روانشناسان شناختي معتقدند كه آدمي گيرنده نافعال محرك ها نيست بلكه ذهن او به صورت فعالي به پردازش اطلاعات دريافتي دست مي‌زند و آنها را به شكلها و مقولات تازه‌اي تبديل مي‌كند. روانشناسان پيرو نظرگاه شناختي در مطالعه شكل هاي پيچيده تري از يادگيري به نقش فرايندهاي شناختي توجه فراوان دارند يعني يادگيرنده چگونه ادراك مي‌كند سازمان مي‌دهد و اطلاعات را مرور مي كند تا موضوع تازه اي را فرا بگيرد از ديد آنها يادگيرنده در حافظه خود يك ساخت شناختي تشكيل مي دهد كه حافظ و سازمان دهنده اطلاعات مربوط به رويدادهاي مختلفي است كه در موقعيت يادگيري روي مي دهد. هنگامي كه آزمودني با آزمودني براي تعيين مقدار يادگيري روبرو ميشود محرك (سوال) را مورد توجه قرار مي دهد و در حافظه به جستجو مي پردازد. عملي كه او انجام مي دهد بستگي دارد به ساخت شناختي بازيافت از حافظه و نيز بافتي كه در آن آزمون ارائه مي شود. عمل او صرفا يك پاسخ بازتابي به يك محرك نيست بلكه بستگي دارد به فرايندهاي شناختي اساسي او.

 

روانشناسي گشتالت

مكس ورتايمر (1943 1880) را بنيانگذار روانشناختي گشتالت مي دانند او با دو نفر ديگر به نامهاي ولفگانگ كُهلر (1967 1887) و كورت كافكا (1941 1886) همكاري نزديك داشت و اين دو همدستان ورتايمر در بنيانگذاري روانشناسي گشتالت به حساب مي آيند. گشتالتيها باور داشتند كه ارگانيسم چيزي به تجربه مي افزايد كه در داده هاي حسي وجود ندارد و آن چيز (سازمان) است. گشتالت واژه آلماني براي انگاره يا سازمان است. پيروان اين مكتب معتقد بودند كه ما دنيا را در كل هاي معني دار تجربه مي كنيم. ما محرك هاي جداگانه را نمي بينيم بلكه آنچه را كه مي بينيم محرك هاي تركيب يافته در انگاره هاي معني دار يا گشتالت ها هستند. سخن آنها اين بوده كه كل بيشتر از مجموع اجزاي آن است. يا تجزيه كردن يعني تحريف كردن در حقيقت نمي توان از تصوير معروف موناليزا تصور كاملي درك كرد اگر ابتدا به يك بازوي تصوير بعد به بازوي ديگر آن گاه به بيني ، سپس به دهان نگاه كرد .

 

اصول يادگيري گشتالت

مهمترين كوشش مربوط به يادگيري در مكتب گشتالت به وسيله كهلر انجام گرفت. از آنجا كه روانشناسان گشتالت اصولا نظريه پردازان ميداني علاقمند به پديده هاي ادراكي بودند يادگيري را مسئله خاصي در زمينه ادراك مي دانستند آنها چنين تصور مي كردند كه وقتي ارگانيسم با مساله اي روبرو مي شود يك حالت عدم تعادل شناختي در او اتفاق مي افتد و تا زمان حل شدن مساله ادامه مي يابد. بنابراين عدم تعادل شناختي ويژگيهاي انگيزشي دارد كه ارگانيسم را وادار مي كند بكوشد تا تعادل نظام ذهني اش را بازيابد. به عبارت ديگر يادگيرنده در جريان حل مسئله به بينش درست دست پيدا مي كند.

يادگيري بر اساس نظريه گشتالت شامل آغاز كردن با چيزي آشنا و گام به گام به جلو رفتن است به گونه ا كه هركدام بر گامهاي قبلي استوار باشد.

 

 

 

بلوم:

براي يادگيري بهتر مفاهيم و مهارت هاي دانش آموزان هدف هاي آموزشي مطرح گرديده است. اين اهداف عموما در سه طبقه يا حوزه جاي مي گيرند. حوزه شناختي، عاطفي و حوزه رواني ـ حركتي. بلوم و همكارنش كوشش كرده اند هدف هاي آموزشي را در قالب اصول علمي طبقه بندي هم در حوزه شناختي و هم در حوزه عاطفي تدوين كنند. در اين طبقه بندي هدف هاي شناختي در طبقه هايي از عالي ترين فرايندهاي ذهن قرار گرفته تا پايين ترين آنها بر حسب پيچيدگي مهارت ها و استعدادها و برحسب هدف هاي لازم تنظيم شده اند. حوزه عاطفي بر حسب ميزاني كه هر يك از هدف ها بايد دروني شوند از بالاترين طبقه تا پايين ترين طبقه دسته بندي شدند.

در حوزه شناختي، شناخت، شناخت مقوله هاي خاص، شناخت اصطلاحات، شناخت روشها و شناخت قراردادها، شناخت جهتها و ترتيب ها، شناخت طبقه بنديها ، شناخت ملاك ها، شناخت كليات و انتزاعها در يك رشته ، شناخت اصول و تعميمها و شناخت نظريه ها و ساختارها.

در زمينه استعدادهاي هوشي و مهارت ها : درك مطلب، ترجمه، تفسير، قياسيگري، كاربرد، تحليل، تحليل عناصر، تحليل روابط، تركيب، ارزشيابي

در حوزه عاطفي : دريافت كردن، هوشياري، تمايل به دريافت، توجه كنترل شده يا انتخاب شده، پاسخگويي، موافقت در پاسخگويي ، تمايل به پاسخگويي ، رضامندي در پاسخ، ارزش گذاري، پذيرش يك ارزش، ترجيح يك ارزش، سازماندهي ايجاد مفهوم درباره يك ارزش، سازماندهي يك نظام ارزشي، مجموعه تعميم داده شده و توصيف را مي توان بيان كرد. معلماني كه براي تدريس اين اهداف را دنبال كنند بسيار موفق مي باشند.

گانيه:

گانيه در خصوص يادگيري مي گويد: بهتر آن است كه فرض كنيم هشت نوع يادگيري وجود دارد. اين هشت نوع خاصيت سلسله مراتبي دارند كه هر يك از آنها براي يادگيري نوع بعد پيش نياز به حساب مي آيند بنابراين از نظر گانيه نوع ساده شرطي شدن پايه اي براي انواع پيشرفته تر يادگيري به حساب مي آيد. تولمن خيلي پيشتر نظري مشابه نظر گانيه ارائه داده بود. تولمن شش نوع يادگيري را بيان كرده بود: 1- نيرويابي    2- باورهاي هم ارز   3- انتظارات ميداني 
  4- حالت هاي شناخت ميداني    5-  تميز سائق                            6- الگوهاي حركتي

 


 

اضطراب امتحان

اضطراب امتحان به عنوان پديده اي رايج كه به وفور در مراكز آموزشي و تحصيلي ديده مي شود، همبستگي بالايي با عملكرد موفق يا ناموفق دانش آموز دارد. آركين و همكاران (به نقل از باندالوس و همكاران ، 1995) اضطراب امتحان را ناشي از احساس ناكارآمدي و درماندگي دانسته، آن را با كاهش عملكرد، مرتبط تلقي مي كنند.

وقتي كه فرد در خصوص كارايي و توانايي ذهني خود در موقعيت امتحان دچار نگراني و اضطراب گردد به نحوي كه موجب كاهش و افت عملكرد واقعي وي شود، مي توان گفت كه او دچار اضطراب امتحان شده است. دانش آموز داراي اضطراب امتحان فردي است كه به خوبي مواد و موضوعات درسي كلاس و دوره را فرا گرفته اما به دليل اضطراب قادر به بيان دانسته هاي خويش در امتحان نيست. لذا انتظار مي رود بين ثمره هاي اضطراب و نمره هاي دروس ، رابطه معكوس وجود داشته باشد. تحقيقات متعددي روي تاثير اضطراب صورت گرفته است و بر همين اساس متخصصان تعليم و تربيت اضطراب تحصيلي و امتحان را  بر دو دسته تقسيم مي كنند (مسدد 1373).

 

 

 

 

اضطراب تسهيل كننده يا تسريع كننده :

جنبه هايي از اضطراب وجود دارند كه كاركرد افراد را در موقعيتهاي پيشرفت معيني بهبود مي بخشند. تحقيقات نشان داده اند كه ميزان متوسط اضطراب و فشار هيجاني موجب تسهيل كاركرد فرد مي شود ( براهني، 1349) .

در قانون يركز دارسون نيز افزايش شدت انگيزه كه با اضطراب رابطه مثبت دارد تا حدودي رفتار را تسهيل مي كند. اين نوع اضطراب و هيجان باعث مي شود كه فرد در جهت موفقيت و فرار از شكست تلاش كند و در نتيجه كاركرد و بازده فرد ارتقا مي يابد ( براهني و همكاران، 1368).

 

اضطراب ناتوان كننده :

اگر اضطراب از حد معيني فراتر رود باعث حواس پرتي، پريشاني و احساس درماندگي فرد
مي گردد. در اين حالت فرد دچار كاهش بازده و افت عملكرد مي شود. تحقيقات متعدد نشان داده اند كه اضطراب نه تنها باعث نقائص هوشي و شناختي مي گردد بلكه مي تواند موجب بروز اختلالات رفتاري و جسمي شود. اين حالت قادر است كاركردهاي شناختي و هوشي روان و دقيق فرد را مختل كند.

اضطراب امتحان يادآوري آموخته هاي قبلي را مغشوش كرده و عملكرد فرد را مختل مي سازد. كيفيت عملكرد امتحان ، تنها به نقائص شخصي و علمي فرد مربوط نمي شود. عملكرد ضعيف افراد داراي اضطراب امتحان زياد تا اندازه اي مي تواند مربوط به شايستگي و صلاحيت انجام امتحان، نقص در روشهاي مطالعه و كمبود مهارتهاي امتحان باشد.

تحقيقات متعددي توسط پژوهشگران بسياري در زمينه وجود رابطه بين نمره هاي امتحان و اضطراب امتحان صورت پذيرفته است.

سليگمن و روزنهام (1989) نشان داده اند افرادي كه داراي اضطراب امتحان بالايي هستند در مقايسه با همكلاسان داراي اضطراب امتحان پايين عملكرد ضعيف تير دارند. ديفن باكر و دايتز (1978) در مطالعه خود دريافتند كه دانش آموزان داراي اضطراب پايين نگرانتر، آشفته تر و بي توجه تر هستند، اين حالت موجب افت عملكرد آزمودنيهاي مضطرب مي شود و نتايج آنها را كاهش مي دهد.

متغيرهاي زيادي با اضطراب امتحان رابطه دارند كه در اين ميان نقش اضطراب عمومي و كلي تر است. اضطراب عمومي و كلي حالتي است كه در آن تشويش و نگراني ناتوان كننده فرد بسته به موضع خاصي نيست و حالت آزاد و منتشر دارد. اضطراب عمومي و كلي با اضطراب امتحان رابطه معني داري دارد. به عبارتي هر قدر ميزان اضطراب عمومي فرد بالاتر باشد، ميزان اضطراب امتحان او نيز بالاتر است.

 

 

 

اضطراب امتحان

منظور از اضطراب امتحان نوعي حالت ناخوشايند و مبهم است كه با پريشاني وحشت هراس تپش قلب سردرد بي قراري تكرر ادرار و تشويش همراه است. اما از نظر تعريفي مي توان گفت نوعي ارزش يابي است كه طبق اصول معيني انجام مي گيرد وسيله اي است براي توصيف و اندازه گيري تغيير رفتار دانش آموزان در جهت اهداف آموزش و پرورش و كمك به بهبود يادگيري آنها، امتحان به ويژه امتحاني كه از دانش آموزان گرفته مي شود معمولا داراي هفت هدف اساسي است.

1)كمك به يادگيري دانش آموزان

2)كمك به دانش آموزان براي آشنايي با هدفهاي آموزشي درس

3)برانگيختن رغبت و علاقه دانش آموز به يادگيري

4)تصميم گيري براي شروع مراحل بعدي تدريس

5)اصلاح روش تدريس

6)ملاك ارتقا و طبقه بندي دانش آموزان

7)تصحيح نتايج و فعاليت دانش آموزان و دادن اطلاع به آنها

اضطراب امتحان وقتي كه فرد نسبت به كارآمدي عمكرد توانايي و استعداد خود در شرايط امتحان و يا در موقعيت هايي كه در آنها مورد ارزشيابي قرار مي گيرد دچار نگراني تشويش و ترديد مي شود مي توان از اضطراب امتحان سخن گفت.

در واقع برخي از دانش آموزان در هنگام امتحان دچار تشويش شديد مي شوند و ضربان قلبشان تند مي زند دست هايشان مي لرزد عرق مي كنند و احساس مي كنند كه ذهنشان خالي شده است. آنها وقتي سوال امتحاني را مي خوانند احساس مي كنند كه گيج شده اند و همه آن چيزهايي را كه خوانده بودند فراموش كرده اند. در نهايت بعد از اينكه فشار زيادي را به ذهنشان مي آورند يا سوال را بدون پاسخ رها مي كنند و يا پاسخ بي ربط و نادرستي را مي نويسند در اينجا آنها به اهميت امتحان و عدم موفقيت خود مي انديشند و همين افكار اضطراب آنها را بيشتر مي كند و عملكردشان را بيشتر تحت تاثير قرار مي دهد.

وجود اندك اضطراب در انسان به عنوان يك حالت عاطفي و هيجاني نه تنها طبيعي است بلكه فقدان كامل آن مي تواند مشكلاتي را براي انسان پديد آورد. اما همين اضطراب چاشني زندگي است و انسان را به كار و كوشش و تكاپو وا مي دارد اگر از حد اعتدال خود تجاوز كند بسيار زيان بخش خواهد شد.

پژوهشهاي انجام شده توسط مارلت و واتسون (1985) نشان داد كه افراد داراي اضطراب امتحان بالا در موقعيتهايي كه عملكرد آنها مورد ارزيابي قرار مي گيرد:

الف) وقت بيشتري صرف مي كنند.

ب) در مورد عملكرد خود و اينكه ديگران چگونه عمل مي كنند نگرانند.

ج) در مورد گزينه هاي سوالات اشتغال ذهني دارند.

د) به موضوعاتي چون احساس عدم كفايت تنبيه از دست دادن ارزش و افزايش واكنشهاي غيرارادي و جسماني زياد فكر مي كنند.

ليبرت و موريس (1967) معتقدند كه اضطراب امتحان مركب از دو مولفه هيجان پذيري و نگراني است.

هيجان پذيري جنبه برانگيختگي غيرارادي اضطراب است. اثرات بازدارنده نگراني بر عملكرد توسط محققان زيادي تاييد شده است. محققان معتقدند كه مولفه هيجان پذيري كمتر احتمال دارد كه در عملكرد آزمودنيهاي داراي اضطراب امتحان بالا اختلال ايجاد كند در حالي كه مولفه نگراني توجه بيشتري را در عملكرد و پيشرفت منجر مي شود.

 

 

 

 

 

 

روشهاي پيشگيري از اضطراب امتحان

1)ارزيابي واقع بينانه و بدون اغراق از امتحان

2)قرار ندادن اضطراب امتحان در مدار توجه

3)رفتارهاي سازنده مانند مشورت و تمرين

4)ايجاد شايستگي براي غلبه بر اضطراب امتحان از طريق حساسيت زدايي منظم

5)برطرف نمودن محركهاي نامطلوب كه در امتحان مزاحم دانش آموز هستند اعم از:

الف) احساس تقصير و رنجش پنهاني مثل زماني كه در گذشته نتوانسته اند نمره خوب بياورند و رضايت والدين ، معلمان و دوستان را جذب نمايند.

ب) ترس از نا ايمني و محروميت از خانواده مثل زماني كه امنيت خود را در خانواده در گرو نمره خوب و دلخواه والدين مي بينند.

ج) برچسب نادرست و حرفهاي زشت و زننده اي كه مي شنوند مثل تنبل و خرفت.

د) ترس از مقررات امتحان

       6) خود رهنمون بودن

 

 

 

 

منابع:

1-زمينه روانشناسي، رتياول اتكينسون، ريچارد س. اتكينسون و ارنست ر. هگيارد، جلد اول، انتشارات رشد 75

2-مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري، دكتر ميتو اچ. السون، ترجمه دكتر علي اكبر سيف، ويرايش پنجم 1997، نشر دوران

3-آموزش در دوره متوسطه ، چاپ چهارم، جوزف اف. كالاهان ، ترجمه جواد طهوريان، انتشارات آستان قدس رضوي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 8:0  توسط فناوری اطلاعات  | 

سلام : اين واژه از اسماء خداوند و به معني « بدون عيب » مي باشد كه يك بار در قرآن كريم آمده است :

« هو الله الّذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام « . ( حشر ، 23 . ) اين اسم سه گونه تفسير شده است :

الف ) خداوند از نقايص و آفات سالم است  ، كه در اين صورت از اسماء سلبيه است .

ب ) خداوند عطا كننده ي  سلامت است ، كه اين سلامت هم در آغاز آفرينش « ما تري في خلق الرحمن من تفاوت » .

( ملك ، 3 ) – و هم در روز قيامت - « و ما ربك بظلام للعبيد » ( فصلت 46 ) قابل اعتبار است .

ج ) خداوند به اولياء خود در روز قيامت سلام كننده است : تحيتهم يوم يلقونه سلام » . ( احزاب 44 )

فرق اسم قدوس و سلام :

1 ) قدوس اشاره به منزه بودن حق از عيوب در گذشته و حال دارد و سلام اشاره به تنزه حق در زمان آينده دارد .

2 ) قدوس اشاره به تنزّه حق از عيوب در صفات دارد و سلام اشاره به تنزّه حق از عيوب در افعال دارد .

 

سلام / سلام كردن : يكي از سفارشهاي اخلاقي در قرآن سلام كردن است . در آيه 61 سوره نور آمده است : « فاذا دخلتم بيوتا فسلموا علي انفسكم تحيه من عندالله مباركه طيبه » .

 ( و چون وارد هر خانه اي شديد بر خودتان سلام دهيد كه تحيت الهي است و مبارك و پسنديده است ). خود در اين آيه ، منظور اهل آن خانه است و ايشان را نفس خواند .

زيرا بر يك دين و ملتند . به خاطر سخن پيامبر ( ص ) است كه « المؤمنون كنفس واحده » و امام صادق ( ع ) نيز فرموده است : مقصود سلام كردن شخص  وارد است بر اهل خانه و جواب آنهاست .

همچنين در آيه 27 سوره نور و 86 نساء و برخي آيات ديگر به آداب سلام كردن اشاره شده است و در آيه 56 سوره احزاب به سلام كردن بر پيامبر ( ص ) سفارش شده است .

 

سلام / سلم ( وجوه و نظاير ) ، در لغت ، سلام در اصل به معناي سلامت است . به بهشت از آن روي دار السلام گفته اند كه مصون از آفات است . همچنين به معناي برائت هم هست . نيز به معناي تحيت و درود معروف . همچنين اسم از تسليم و به همان معناست . سلام اسم خداوند هم هست . سليم يعني سالم و پاك . سلم و سلم يعني صلح . سلم يعني تسليم يا استسلام و انقياد

 ( لسان العرب ) معاني « سلم » در ساختار هاي مختلف در قرآن :

1 ) در باب تفعيل به معاني :

 الف = به سلامت داشتن ، محفوظ داشتن از آسيب : و لو اراكهم كثيراً لفشلتم و لتنازعتم في الامر و لكنّ الله سلّم »

( انفال 43 ) .

ب ) پرداخت كردن ، دادن : « فلا جناح عليكم اذا سلمتم ما آتيتم بالمعروف » ( بقره 233 )

ج ) سلام كردن ، درود گفتن : يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتاً غير بيوتكم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها » ( نور 27 ) .

د ) فرمانبرداري ، انقياد ، خضوع : « فلا و ربك لا يومنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم .....و يسلموا تسليماً » . ( نساء 65 )

2 ) به صورت اسم فاعل ( سالم ) به معني : صحيح و سالم از لحاظ جسمي : « و قد كانوا يدعون الي السجود و هم سالمون » . ( قلم 43 )

3 ) به لفظ ( سلم ) به سه معني ، الف ) خالص و مخلص ، مطيع و محض : « ضرب الله مثلاً رجلاً فيه شركاء متشاكسون و رجلاً سلماً لرجل هل يستويان مثلاً » ( زمر 29 )

ب ) صلح و ترك مخاصمه : « فان الزلوكم فلم يقاتلوكم و ألقوا اليكم السّلم » . ( نساء 90 )

ج ) اطاعت ، تسليم شدن ، انقياد : « و القوا الي الله يومئذ السّلم » . ( نحل 87 )

 

4 ) به لفظ ( سلم ) به معني : اسلام و شرايع آن ، طاعت خداوند تعهالي : « يا ايها الذين ادخلوا في السّلم كافّه » .

( بقره 208 )

5 ) به لفظ ( سلم ) نيز به معني : صلح ، ترك جنگ : « و ان جنحوا للسّلم فاجنح لها » (انفال 61 )

6 ) سليم به معني : سالم و دور از فساد و شرك و نفاق ، پاك از توجه به غير خدا : « الّا من أتي الله بقلب سليم »

( شعرا   89 )

 

به لفظ «  سلام » به چند معني :

1 ) نام مبارك خداوند متعال و به معني : سالم و منزه از هر عيب و نقص : « هو الله الذي لا اله الّا هو الملك القدوس السّلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبّر » . ( حشر 23 )

2 ) اسلام ، تحيت اهل اسلام و ايمان : « و لا تقولوا لمن ألقي اليكم السّلام لست مؤمناً » . ( نساء 94 )

 

3 ) سلامت و امنيت از هر آفت و مضرّت و ترس : « يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السّلام » ( مائده 16 ) . نيز به صورت

« دار السّلام » در دو آيه : انعام 127 و يونس 25 و همچنين : هود 48 ، حجر 46  ، انبياء 69 ، نمل 59 ، « ق »  34 و قدر 5

 

4 ) در امان بودن از عذاب خدا ، بشارت به قبول عذر از گناهان : « و اذا جاءك الذين يؤمنون بآياتنا فقل سلام عليكم كتب ربكم علي نفسه الرحمه » . ( انعام 54 )

5 ) تحيّت ، سلام و درود ، تهنيت : « و نادوا اصحاب الجنه ان سلام عليكم » ( اعراف 46 ) . و نيز : يونس 10 ، هود 69 ، رعد 24 ، ابراهيم 23 ، حجر 52 ، نحل 32 ، مريم 62 ، فرقان 75 ، احزاب 44 ، يس 58 ، زمر 73 ، ذاريات 25 ، واقعه 26 و 91 .

 

6 ) بدرود ، كلامي كه هنگام جدا شدن از يكديگر گويند و به اصطلاح متداول ( خداحافظ ) : قال سلام عليك سأستغفرلك ربي انه كان بي حفيا» ( مريم 47 ) .

7 ) به معني تسلّم و برائت ، يعني كه هيچ خير و شرّي ميان ما نيست ، ما به كار خودمان ، شما به كار خودتان :

« و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً » ( فرقان 63 ) .

 

8 ) اگر از جانب خداوند باشد به معني : درود و ثناي نيكو به خواص بندگان : « سلام علي نوح في العالمين » ( صافات 79 ) . مريم 15 ، 33  ، صافات ، 109 ، 120 ، 130 ، 181 .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 7:58  توسط فناوری اطلاعات  | 

استوکیومتری واکنش ( روابط بین مول و جرم  )

1- ازواکنش بین 16  گرم برم وگاز هیدروژن ، چند مول هیدروژن برمید تولید می شود ؟

 الف) 1/0 مول                   ب) 2/0 مول                  ج) 4 مول                        د) 8 مول

2- برای جذب 56 لیتر گاز کربن دی اکسید درشرایط STP  چند مول لیتیم هیدروکسید لازم است ؟ ( ک ت 84 )

 الف) 5                            ب) 6/5                             ج) 8                             د) 4/8

3-  برای سوختن کامل 90 گرم گلوکز ، به چندگرم اکسیژن نیازاست؟( H=1,O=16,C=12 ) ( ک ر 84

 الف) 44                                   ب) 72                          ج) 86                          د) 96

4-  ازاثر 4 گرم هیدروژن فلوئورید برمقدار کافی فلز قلع چند گرم قلع (II) فلوئورید بدست می آید؟(Sn=119,F=19,H=1 )

 الف) 7/15                         ب) 4/31                             ج) 2/44                         د) 5/78

5- درواکنش بین 1/0 مول گوگرددی اکسید بامقدارکافی سدیم کربنات مطابق واکنش زیر چندگرم سدیم سولفیت تولید می شود؟

Na2CO3 + SO2                Na2SO3 +CO2          ( Na = 23  , S = 32 , O =16  gr/mol )

 الف) 2/4                             ب) 3/6                          ج) 5/10                              د) 6/1۲

6- درواکنش 3/0 مول آمونیاک بامحلول آهن (III)سولفات ، چندگرم ماده نامحلول درآب تشکیل می شود ؟ ( ک- ت 74 )

Fe2(SO4)3 (aq) + 6NH3 (aq) + 6H2O (l)          2Fe(OH)3 (s) + 3(NH4)2SO4 (aq)                 (H=1,O=16.Fe=56)

 الف) 35/5                         ب) 7/10                              ج) 05/16                       د) 4/21

7- درواکنش نیتروژن با 15/0 مول منیزیم چند گرم منیزیم نیتریدتشکیل می شود ؟  ( ک ت 75 )  ( N = 14 , Mg = 24 gr/mol )

الف) 3                              ب) 5                             ج) 6                                  د) 9

8-  درواکنش هیدروفلوئوریک اسید باسیلیس ، درازای مصرف 1/0 مول HF چندگرم SiF4 حاصل می شود؟(ک ت 74 )

SiO2 + 4HF                         SiF4 + 2H2O                          ( Si = 28 , F = 19 gr/mol )

  الف) 3/1                       ب) 4/1                           ج) 6/2                                    د) 8/2

9-  ازواکنش بین 2/0 مول سدیم هیدروکسید وگاز کلر براثر گرما ، چند گرم نمک اکسیژن دار تشکیل می شود؟(ک ر 74 )

6NaOH + 3Cl2                  5NaCl + NaClO3 + 3                 (O=16 , Na = 23 , Cl=5/35)

 الف) 48/2                     ب) 55/3                          ج) 96/4                                    د) 10/7

10- ازواکنش کامل 9/6 گرم ازیک فلز قلیایی باآب ، 3/0 مول هیدروکسیدآن فلز تولیدشده است.جرم اتمی آن کدام است؟

 الف) 5/85                       ب) 39                         ج) 23                           د) 7

11- ازسوختن ناقص دو مول متان چند مول گاز کربن منوکسید تولید می شود ؟

 الف) 1                            ب) 2                        ج) 3                                            د) 4

12- اگر در 3 گرم هیدروژن  1023 × X عددمولکول ازآن وجود داشته باشد ، X کدام عدد است ؟ ( H=1 )

 الف) 011/3                     ب) 03/4                           ج) 022/6                           د) 033/9

13- ازواکنش چند گرم فلزسدیم باآب 05/0 مول گازهیدروژن تولید می شود ؟ (Na=23 )

 الف)  23/0                         ب)  3/2                        ج)  15/1                            د)   6/4

14- براثرواکنش بین لیتیم نیترید وآب ، آمونیاک ولیتیم هیدروکسید تولید می شود . ازواکنش کامل 3 مول لیتیم نیترید، چند مول آمونیاک تولید می شود ؟

 الف) 6                      ب) 4                                     ج) 3                            د) 2

15- چند گرم آهن برای تولید 2/0 مول مس ازمس (II) سولفات لازم است ؟ ( Fe = 56 )

 الف) 2/11                  ب) 6/5                               ج) 56                             د) 112

 

16- 2/0 مول هیپوفسفرو اسید مطابق واکنش زیر باچندگرم سود واکنش می دهد ؟ ( Na=23 , O=16 , H=1  )

                                      NaOH + H3PO2                         NaH2PO2 +H2O

 الف) 2                          ب) 4                         ج) 8                                     د) 24

17- ازواکنش 27 گرم آب بامقادیر زیادی فسفرتری کلرید طبق واکنش زیر چندمول فسفرواسید تولید می شود ؟

 الف)5/0                ب)1                      ج)5/1              د)3        

         PCl3 + 3H2O                           H3PO3 + 3HCl 

18- برای تهیه 10 گرم گاز فریون طبق واکنش زیر به چندگرم SbF3   نیاز است ؟ ( Sb = 122 , F = 19 )

CCl4 + SbF3                          CCl2F2 + SbCl3 

 الف) 67/6                     ب) 86/9                     ج) 15                                د) 2/22

19- برای سوختن کامل 18 گرم گلوکز به چند گرم اکسیژن نیاز است ؟ ( C=12 , O= 16 , H=1 )

 الف) 4/14                 ب) 2/17                          ج) 2/19                             د) 8/8

20- ازواکنش بین 15 گرم CS2 ومقدارکافی اکسیژن جندگرم گوگرددی اکسید بدست می آید ؟ ( O=16 , S=32 )

 الف) 3/6                    ب) 13                       ج)  5/16                              د)2/25

21- ازواکنش 1/0 مول مس با نیتریک اسید غلیظ ، چندگرم گازتولید می شود؟( Cu=64 , O=16 , N=14)  (ک- ت- 72 )

Cu (s) + 4HNO3 (aq)                         Cu(NO3)2 (aq) + 2NO2 (g) + 2H2O (l)

 الف) 6/4                    ب) 9/6                    ج) 04/0                           د) 2/9

22- برای تولید 28/4 گرم آهن (III) هیدروکسید چندگرم آمونیاک رابایدبرمقدارکافی آهن(III) سولفات اثردهیم؟

Fe2(SO4)2 + 6NH3 + 6H2O                         2Fe(OH)3 + 3(NH4)2SO4                          (H=1 , O=16 , Fe=56 )

 الف) 6/30                    ب) 2/27        ج) 8/23                         د) 4/20

23- درواکنش 65/3 گرم هیدروکلریک اسید بامنگنز دی اکسید چندلیتر گازکلر درشرایط استاندارد بدست می آید؟

                ( H= 1 , Cl = 5/35 gr/mol )

 الف) 56/0                       ب) 28/1                   ج) 6/5                                 د) 2/11

24- نیم مول ازفلزی درواکنش باهیدروکلریک اسید ،  2/11 لیتر گازهیدروژن درشرایط استاندارد تولید می کند. این فلز چندظرفیتی است ؟                   ( برای فلز  n ظرفیتی M  :     

      H2            M + nHCl                          MCln +  )

 الف) 1                   ب) 2                         ج) 3                              د) 4

25- گاز حاصل ازواکنش 92/0 گرم سدیم با آب ، باچند لیتر هوا ( درشرایط استاندارد )  می سوزد ؟( یک پنجم حجم هوا رااکسیژن فرض کنید .)        (Na = 23 , H = 1 , O = 16 )

 الف) 12/1                        ب) 36/3                     ج) 6/5                                  د) 72/6

26-01/0 مول ازیک فلزقلیایی خاکی درواکنش باآب چند میلی لیتر گاز هیدروژن در دمای 27 درجه وفشار یک اتمسفر تولید میکند ؟

 الف) 12/1                    ب) 112                       ج) 224                                   د) 448

27- قلع (II) فلوئورید به عنوان ماده افزودنی درخمیر پرکننده دندان استفاده می شود. چندگرم قلع (II) فلوئورید می تواند از 55 گرم هیدروژن فلوئورید ومقداراضافی قلع بدست آید؟ (Sn=118/7 , H= 1 , F=19  )

 الف) 546/21                     ب) 0925/43               ج)  46/215                  د) 925/430

28- مطابق واکنش زیر ، درواکنش 5/0 مول گاز کلر بامحلول سودسوزآور ، تفاوت جرم دونمک حاصل چند گرم است؟

2NaOH + Cl2                      NaClO + NaCl + H2O               O=16 , Na= 23 , Cl=35/5    

الف) 4                              ب) 8                              ج)16                                د)32

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:20  توسط فناوری اطلاعات  | 

بنام خدا

 

           ارزيابي سؤالات جغرافيا ي كنكور سراسري رشته انساني سال 1386      

                         گروه جغرافيا ي منطقه بهنمير

 

 

 

رديف

 

گزينه صحيح

 

  آدرس پاسخ در كتاب درسي

 

پايه تحصيلي

 

سطوح يادگيري

 

سطوح دشواري

 

توضيحات

 

201

 

ب

 

صفحه  22 جغرافياي عمومي 1

 

دوم متوسطه

 

درك و فهم

 

متوسط

 

--------------------------

 

202

 

الف

 

صفحه 65 جغرافياي عمومي 1

 

دوم متوسطه

 

ارزشيابي

 

آسان

 

--------------------------

 

203

 

د

 

صفحه  92 جغرافياي عمومي 1

 

دوم متوسطه

 

كاربرد

 

متوسط

 

---------------------------

 

204

 

الف

 

صفحه  118 جغرافياي عمومي 1

 

دوم متوسطه

 

ارزشيابي

 

آسان

 

پاسخ در سؤال نهفته است

 

205

 

د

 

صفحه  160 جغرافياي عمومي 1

 

دوم متوسطه

 

دانش

 

مشكل

 

بدليل تحريك زياد حافظه

 

206

 

د

 

صفحه  22 جغرافياي عمومي2

 

سوم متوسطه

 

درك و فهم

 

متوسط

 

گزينه انحرافي واضح نبود

 

207

 

ب

 

صفحه 32 جغرافياي عمومي2

 

سوم متوسطه

 

تركيب و درك و فهم

 

آسان

 

پاسخ در متن مستتر بود

 

208

 

ج

 

صفحه  68 جغرافياي عمومي2

 

سوم متوسطه

 

تركيب

 

متوسط

 

شكل پديده كاربرد بهتري داشت

 

209

 

د

 

صفحه 118 جغرافياي عمومي 2

 

سوم متوسطه

 

درك و تجزيه و تحليل

 

متوسط

 

--------------------------

 

210

 

ب

 

صفحه  155 جغرافياي عمومي2

 

سوم متوسطه

 

درك و تركيب

 

مشكل

 

گزينه انحرافي به نظر مناسب نبود

 

211

 

ج

 

صفحه 4 جغرافيا ی    يپیش

 

پيش دانشگاهي

 

دانش

 

آسان

 

---------------------------

 

212

 

ج

 

صفحه22 جغرافيا ی    يپیش

 

پيش دانشگاهي

 

تركيب و تجزيه و تحليل

 

متوسط

 

خيلي كاربردي است

 

213

 

الف

 

صفحه59 جغرافيا ی    يپیش

 

پيش دانشگاهي

 

كاربرد و درك وفهم

 

متوسط

 

هدف سؤال چند بعدي است

 

214

 

ب

 

صفحه79 جغرافيا ی    يپیش

 

پيش دانشگاهي

 

دانش و كاربرد

 

متوسط

 

--------------------------

 

215

 

الف

 

صفحه122 جغرافيا ی    يپیش

 

پيش دانشگاهي

 

دانش

 

مشكل

 

تاكيد زيادي بر محفوظات است

 

  قابل ذكر است كه درصدهاي مربوط به كتابهاي درسي به نسبت كاملا برابر و براي هر درس 5  سؤال در نظر گرفته شده است و سطوح شش گانه شناختي و رفتاري و عاطفي و سطح دشواري بر اساس درصدهاي پاسخ كلاسي بسيار مناسب بوده و قابل درك براي كليه مناطق در نظر گرفته شده است .  لذا در مجموع عملكرد مثبت بوده و درصدهاي مناطق نيز مؤيد اين امر مي باشد .

 

                                                                                                                                       محمد جعفري چراتي

                                                                                                                                        سرگروه جغرافيا ي منطقه ي بهنمير

                                                                                                                                          پائيز 1386

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:40  توسط فناوری اطلاعات  | 

 

 موضوع:  روابط جرمی ـ جرمی درمحاسبات استوکیومتری

 کتاب شیمی (3) وآزمایشگاه                       چاپ  1386                    صفحات 21 تا 23

مفاهیم : رابطه جرمی ـ مولی و  روابط جرمی ـ جرمی درمحاسبات استوکیومتری

اهداف یادگیری (اهداف کلی) :
1- نسبت مولی ـ مولی واکنش رابیان کند.
2- جدول مربوط به روابط جرمی ـ جرمی درمحاسبات استوکیومتری رارسم کند.
3- چگونگی محاسبات استوکیومتری راشرح دهد.
4- حل مسائل جرمی ـ جرمی رابااستفاده ازرسم جدول  استوکیومتری مربوطه توصیف نماید.

 اهداف رفتا ری ( انتظارات عملکردی) :
1-  بااستفاده ازمدل های مجسم جدول استوکیومتری مربوطه رابرای مسائل داده شده رسم نماید.
2- بتواند بااستفاده ازجدول رسم شده مسائل مربوطه راحل کند.
3- قادرباشد بااستفاده ازبرنامه  Word مسئله های حل شده راتشریح کند.

  شیوه ی اجرا : گروهای سه نفره دانش آموزی

  امکانات : گچ  ، تخته ، مدل های مجسم  ، رایانه  ،  نرم افزار  Word  ، تخته ی هوشمند ( ویدئو پروژکتور )

مهارت های ICT  موردنیاز :
1- آشنایی بامحیط ویندوز XP          
2- آشنایی بانرم افزار  Word 

فعالیت های مقدماتی :
1- سلام واحوال پرسی    2- حضور وغیاب           3- گروه بندی براساس ترکیبی ازدانش آموزان قوی وضعیف
4- رسیدگی به تکالیف       5-  باطرح سوالات زیر درس رابادانسته های قبلی مرتبط می کنیم: ازمباحث گذشته:
 الف) چگونه می توان جرم یک ماده رابه مول تبدیل کرد؟
  ب) چگونه می توان تعدادمول یک ماده رابه تعدادذرات آن تبدیل کرد؟ و.....
 ازرسم جدول مربوط به تبدیل جرم به مول ونسبت مولی مواددر واکنش توسط فراگیران شروع می کنیم، سپس بابیان 
جدول مربوط به مقدارواکنش دهنده موردنیازبرای تولیدمقدارمشخصی فرآورده ، روابط جرمی ـ جرمی  درمحاسبات استوکیومتری راعنوان می کنیم.


یادآوری مطالب گذشته :
   بابیان تبدیلات دراستوکیومتری ازقبیل تبدیل جرم به مول ، مول به جرم ونسبت مولی ، بااستفاده از نرم افزار  Word
دررایانه مسئله ای درمورد تعدادمول فرآورده ی تولید شده ازتعدادمول معینی ازواکنش دهنده رابیان می کنیم .
  ازدانش آموزان می خواهیم به صورت گروهی آن راحل کنند.
  دونفرازدوگروه ، یکی بااستفاده ازمدل های مجسم جدول مربوطه رارسم می کند ودیگری بااستفاده ازجدول رسم شده
 حل آن راروی تخته می نویسد. وبااستفاده ازنرم افزار  Word   ویا Power Point  حل مسئله فوق رابه کمک جـدول
  توضیح می دهد.

درس جدید :
     جـدول مربوط به مـقدار واکنش دهنده ی مورد نیاز جهت تولید مقدار مشخصی فرآورده رارسم کرده و روابط
جرمی ـ جرمی درمحاسبات استوکیومتری رابیان می کنیم.
     یک مثال ازطریق نرم افزار  Word  ویا  Power Point  درکلاس ارایه داده تادانش آموزان ابتدا به صورت گروهی
به آن جواب دهند. سپس بااستفاده از مدل های مجسم جدول مربوطه را  رسم وحل آن را روی تخته نوشته و به کمک
رایانه آن راتشریح نمایند.
( توجه: اگر تخته ی هوشمند یا ویدئو پروژکتور موجود باشد ارائه مطلب راحت تر وبهتر انجام می گیرد.)
    تمرین های دیگری به فراگیران می دهیم تابه صورت گروهی حل نمایند.
    همچنین تعدادی تمرین برای کار درمنزل به دانش آموزان می دهیم .
   درنهایت جدول کلی استوکیومتری را معرفی می کنیم .

ارزشیابی پایانی :
     باطرح سوالات ومسائل زیر ازمیزان یادگیری فراگیران اطمینان حاصل می شود:
   مسئله هایی درزمینه های زیر بیان کرده تابه صورت فردی وگروهی حل نمایند:
1- محاسبه ی جرم واکنش دهنده ی مورد نیاز برای تولید مقدارمعینی محصول .
2- محاسبه مقدارجرم  محصول تولید شده ازمقدار مشخص واکنش دهنده.

تعیین تکلیف :
     چند تمرین درزمینه های زیربه دانش آموزان می دهیم تابرای جلسه ی آینده درمنزل حل کنند:
      مقدار جرم واکنش دهنده مورد نیاز برای تولید جرم مشخصی از فرآورده.
      محاسبه مقدارجرم محصول تولید شده ازمصرف مقدار معینی ازیک واکنش دهنده .

 

                     داریوش نقدی بابایی  دبیر شیمی منطقه بهنمیر
       

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:45  توسط فناوری اطلاعات  | 

بنام خدا

شرح مختصری بر نی نامه مثنوی معنوی مولوی

تهيه و تنظيم :
مير حميد حسيني چورسي

شرحي مختصر بر ني نامه  
تحميّديه سنتي پسنديده از گذشتگان ماست كه سر آغاز آثارشان را با حمد و ستايش الهي بنا نهاده اندو هر كدام به زباني صفت حمد دوست را گفته اند : يكي مي فرمايد : اي نام تو بهترين سر آغاز    و ديگري مي سرايد : به نام خداوندجان و خرد و آن ديگري مي نويسد : منّت خداي عزو جل و ....
ولي آنچه از زبان حضرت مولانا در سر فصل عرفاني اثر گران سنگ وي خود نمايي مي كند زباني است لطيف از دردي عميق .
عمق اين درد و زخم به اندازه اي است كه ناله ي عاشقانه ي آن پس از قرن ها در ارواح درد آشنا هم نوايي و مؤانست ايجاد كرده و مي كند .  بيان مولوي در هيجده بيت آغازين مثنوي معنوي كه  به  « ني نامه » شهرت يافته به گونه اي است كه حقيقت گم شده وجود انسان را نمايش مي دهد و در اين پرده تلاش شبانه روزي انسان را نشان مي دهد تا اينكه خود را به آن حقيقت نزديك و متصل كند .
بنابراين « ني » را مي توان كنايه از « نفس انساني » يا « روح و جان » انسان بدانيم و « نيستان » اشاره به           « حقيقت كلي » يا همان « جوار حق تعالي » تواند بود . ممكن است فرض كرد كه « ني » كنايه از خود مولوي باشد . زيرا از سخنان و اشعار او بر مي آيد كه او خود را در سخن بي اختيار مي بيند و تمامي اين نواهاي شور انگيز را زاده ي عشق بيزبان و تأثير معشوق نهاني مي داند و در مثنوي و حتي غزليّات خود بار ها به آن اشاره كرده است .
« ما چو ناييم و نوا در ما ز توست  / ما چو كوهيم و صدا در ما ز توست »
« ما چو چنگيم و تو زخمه مي زني  / زاري از ما ني ، تو زاري مي كني »
« ما چو شطرنجيم اندر برد و مات  /  برد و مات ما زتوست اي خوش صفات »

و در غزلي مي فرمايد :
« دهان عشق مي خندد كه نامش ترك گفتم من  /  خود اين او مي دمد در من كه ناييم و او نايي »
كاملاً در بيان حضرت مولانا آشكار است كه عشق بر آمده توسط پروردگار است . در حقيقت « ني عشق » را پروردگار مي نوازد . و هدف پروردگار از ايجاد عشق در وجود انسان ها رساندن آن ها به حقيقت هستي است .

ني نامه

1- بشنو از ني چون حكايت مي كند                        از جدايي ها شكايت مي كند .
شكايت و حكايت  :  جناس ناقص اختلافي             چون : قيد بي نشانه       / بيت سه جمله دارد
شارحان مثنوي ني را انسان عاشقي مي دانند كه ميان تهي است كه « ني زن » همان معشوق است كه آن را به آواز در مي آورد . « ني » را كنايه از مرد كامل ، روح قدسي نفس ناطقه و حتي كنايه از حقيقت محمديه دانسته اند . مولانا واژه ي « ني » را  28 بار در عنوان تمثيلي از « خود » استفاده كرده است .
جدايي ها : جدايي عاشق از معشوق – جدايي از عالم بالا – جدايي از خدايي كه مبدأ و سرانجام اوست و هم اوست كه مي فرمايد :
 « نفخت فيه من روحي » « من از روح خود در او ( آدم ) دميدم و در آيه « انا الله و انا اليه راجعون » همه از خداييم و همه به سوي او باز مي گرديم .مبدأ و سرآغاز ما را نشان مي دهد .

ارسطو مي گويد : انسان در بهشت بود  شكستن بالش باعث شد به جهان خاكي بيايد . و حافظ شيرازي به زيبايي آن را بيان مي كند كه : «  من ملك بودم و فردوس برين جايم بود            آدم آورد در اين  دير خراب آبادم »
و ابو علي سينا مي گويد : انسان مثل كبوتري است كه از مكان خود جدا شده و به اين دنياي خاكي آمده است .
معني روان : به نغمه ي ني گوش ده و توجه كن كه چگونه از جدايي خود از عالم بالا شكايت مي كند .

2- كز نيستان تا مرا ببريده اند                   در نفير مرد و زن نا ليده اند .    
نيستان : محل رويش ني است كه منظور مولانا همان عالم بالا و ملكوت است
بريدن : در اينجا منظور خلقت آدم و نهادن آن در جسم آدم است .
نفير : ناله بلند و آواز بلند كه از روي درد و اندوه بر آمده باشد / مرد و زن : مجازاً  در معني كل موجودات و مخلوقات است .
( آرايه ي مجاز )
معني روان : از زماني كه مرا از نيستان ( عالم بالا و ملكوت ) جدا كرده اند همه موجودات همراه با فرياد هاي من ناله ي عشق سر داده اند . مصراع دوم : بيان درد فراق من بيان درد همه ي موجودات است .

3- سينه خواهم شرحه شرحه از فراق                       تا بگويه شرح درد اشتياق
سينه : مجاز است از دل عاشق  / شرحه : به فتح اول پاره يي گوشت را گويند و شرحه شرحه يعني پاره پاره و مراد آن است كه در فهم مقصود جنسيت و مناسبت شرط است و كسي تا اهل درد نباشد سخن درد مندان را فهم نتوان كرد :
« حال شب هاي مرا همچو مني داند و بس  /    تو چه داني كه شب سوختگان چون گذرد ؟ » 
« حديث عشق چه داند كسي كه در همه عمر  /   به سر نكوفته باشد در سرايي را »
شرح : باز كردن ، توضيح دادن    /  شرحه و شرح : جناس ناقص افزايشي در آخر
اشتياق : علاقه و شوق داشتن به چيزي است ، ميل قلب است به ديدار محبوب
در كلام مولانا اشتياق عبارت است از : كشش روح كمال طلب و خداجو در راه شناخت و ادراك حقيقت هستي
معني روان : براي بيان درد اشتياق شنونده اي مي خواهم كه اين دوري از حق را ادراك كرده باشد ( محرم راز     مي خواهم ) و دلش از داغ فراق معشوق و ميل رسيدن به او سوخته باشد .

4- هر كسي او دور ماند از اصل خويش     /      باز جويد روز گار وصل خويش
اصل خويش : همان طور كه در بيت اول اشاره شد مبدأ و سر آغاز و جايگاه اصلي انسان در جوار حق تعالي و عالم بالاست كه مولانا آن را « نيستان » تعبير كرده است . و تلميح دارد به آيه ي : انّا الله و انّا اليه راجعون   . قرابت معنايي دارد با بيت :
ما ز درياييم و دريا مي رويم         ما زبالاييم و بالا مي رويم.
اصل و وصل : جناس ناقص اختلافي در حرف اول / روزگار وصل : با عنايت به آنچه گذشت و با توجه به فرموده ي حضرت حق كه:
 « من از روح خود در جسم آدم دميدم  » بيان كننده ي اين مطلب است كه روح آدمي جزئي از عالم بالاست . اما دچار فراق گرديده و در پيكر آدمي قرار گرفته و وصل صورت نمي گيرد مگر آن كه از جسم خود آزاد گردد و مرگ را در آغوش كشد .   
البته  كسي دور ماندن از اصل خويش را در صورتي مي فهمد كه اصل خويش را بشناسد و دقيقاً اين كلام ارزشمند است كه :
« من عرف نفسي فقد عرف ربه »  پس همه ي ني ها نمي نالند و در همه درد اشتياق وجود ندارد .
آنان گرفتار دنيايند و به  زنگوله هاي سرگرم كننده ي خويش دل بسته اند اين : « درد عشق » را نمي چشند .
معني روان : هركس از اصل و جايگاه اصلي خويش دور مانده باشد ، در جستجوي رسيدن به اصل خود و بازگشت به سوي خداست

5- من به هر جمعيتي نالان شدم        /         جفت بد حالان و خوش  حالان شدم
بد حالان : كساني هستندكه حركت آنها به سوي خدا كند است /
خوش حالان : رهرواني كه به ياري عشق با شتاب به سوي خدا مي روند و ار سير به سوي خدا شادمان اند .
بد حالان و خوش حالان : آرايه ي تضاد / نالان : صفت عالي از ناليدن  / جفت : همراه ، همدم
اشاره بدان است كه رهرو و طالب حقيقت گرفتار تعصب نباشد و به خيال خام دور از راه نيفتاد و مقصود خويش را در ميان هر قوم و طايفه اي جستجو كند و وسعت نظر داشته باشد و به يك راه و يك روش پابند نگردد . زيرا حقيقت همه جا هست و محدود به حدود خاصي نيست . و مولانا بر اين باور است كه از هر دلي مي توان راهي به حق يافت .   
معني روان : من با افراد مختلفي – چه آنان كه در سير به سوي حق كند هستند و چه آنان كه در سير به سوي كمال تند رو مي باشند – همدم و همنشين شدم .

 

6- هر كسي از ظنّ خود شد يار من          /            از درون من نجست اسرار من
ظنّ : گمان / اسرار  : راز هاي پنهان در بازگشت به حق تعالي و معشوق ازلي و در جمله نقش مفعولي دارد . / يار من : مسند
مولانا در اين بيت عدم توجه به حقيقت روح را بيان مي كند و برداشت هاي سطحي و سليقه اي افراد را باز گو مي كند . ناله ي ني بد حالان را به خيالات و دلبستگي هاي مادي خود سرگرم و خردسند مي كند و خوش حالان را در طريق معرفت پيش مي برد . و هر يك از آن دو از ظن خود و بر اساس زمينه هاي ذهني و روحاني خود بانگ ني را دست دارند .
معني روان : همه ي كساني كه داستان عشق مرا شنيده اند و با من يار و همراه شدند از روي حدس و گمان در حد فهم خود مرا همراهي كردند ولي هيچكدام راز درون حقيقت ناله و آواز مرا در نيافتند .

7- سرّ من از ناله ي من دور نيست           /           ليك چشم و گوش را آن نور نيست .
دور – نور : جناس ناقص اختلافي در حرف اول  / نور : استعاره از معرفت و بصيرت
آن نور نيست : آن بصيرت و توان معرفت را ندارد . /  چشم ، گوش : مراعات النظير
چشم و گوش را مي توان مجازاً به معني انسان ها به شمار آورد .
معني روان : اسرار من در ناله هاي من نهفته است اما چشم و گوش و خواص ظاهري نمي تواند راز و حقيقت آن ناله را دريابد ، بايد چشم بصيرت داشت . ( فقط انسان هاي آگاه دل و درد آشنا )

8- تن زجان و جان ز تن مستور نيست         /         ليك كس را ديد جان دستور نيست .
ديد : مصدر مرخم ( ديدن )       دستور : اجازه  / جان و تن : مراعات النظير و تضاد       را : حرف اضافه ( براي )
جان و تن هر دو يكديگر را درك مي كنند اما آنچه ديده مي شود تن است . جان « جوهر مجرد » است  و با چشم ديده نمي شود . مطابق بيت قبل چنين رابطه ي ميان ني و راز ني نيز وجود دارد . 
معني روان : براي درك رازي كه در ناله هاي ني وجود دارد به حسي غير از حس ظاهري نيازمنديم . زير راز هاي ني مثل جان  نا ديدني است و براي درك راز ني بايد با چشم و گوش دل ادراك كنيم .

9- آتش است اين بانك ناي و نيست باد          /              هر كه اين آتش ندارد نيست باد
« نيست » در مصراع اول فعل منفي است و در مصراع دوم صفت است و به معني معدوم ، ناچيز و نابود مي آيد / باد –باد : قافيه و جناس تام هستند .  نيست – نيست : جناس تام و قافيه ي دوم بيت است / پس بيت رديف ندارد  / هر گاه يك بيت دو قافيه داشته باشد ذو قافتين مي گويند .
آتش در مصراع دوم استعاره از سوز و گداز عشق و ناله ي روح است / آتش و باد : تضاد با بيت مذكور با ابيات زير قرابت معنايي ارد : « عشق آن جمله است كاو چون برفروخت  / غير معشوق او همه عالم بسوخت »
« عشق آتش بود و خانه خرابي دارد  / پيش آتش دل شمع و پر پروانه  يكي است »
معني روان : آن چه از ني مي شنويم باد و هوايي بي ارزش نيست بلكه يك نغمه ي پر سوز و گداز است . هر كسي آتش عشق الهي را ندارد خدا كند نيست و نابود شود .

10- آتش عشق است كاندر ني فتاد            /           جوشش عشق است كاندر مي فتاد
بيت آرايه ي ترصيع  و موازنه  دارد  /.  آرايه تكرار در واژه هاي عشق است ، كاندر فتاد / آتش عشق : اضافه تشبيهي /
 ني ، مي : جناس ناقص اختلافي در حرف اول
العشق صارم في الوجود : عشق در همه ي هستي جريان دارد
 اين عشق است كه باعث سوز و گداز ني مي شود و مي را به جوشش در مي آورد . آتش همه چيز را  مي سوزاند. عشق هم همه ي پليدي ها را در جسم انسان مي سوزاند . آتش سوزنده و گدازنده است . عشق هم مثل كوره اي است براي گداختن عاشق ،  آتش از مطهرات است عشق نيز عاشق را پاك و مطهر مي كند . 
معني روان : آن چه ني را به صدا در مي آورد . سوز و گداز عشق آتشين است . همان طور كه جوشش سراب به واسطه ي عشق است .

11- ني حريف هر كه از ياري بريد            /          پرده هايش پرده هاي ما دريد
پرده هاي اول به معني زآهنگ و مقام موسيقي است . از آهنگ هاي معروف موسيقي سنتي ايران نام هايي مثل      « پرده صفاهان » « عشاق » « بلبل » و به عربي حجاب و ستر گويند  اراده شده و پرده دريدن كنايه از افشاي سرّ و آشكار كردن راز مي باشد . زيرا موسيقي پرده از احوال نهايي صاحبدلان بر مي افكند و در آنان حالات مختلف ايجاد مي كند و از اين رو مي فرمايد : كه پرده ها و آهنگهاي ني ، پرده ي راز ما را پاره كرد و احوال نهايي ما را بر همه كس آشكار ساخت .
معني روان : ني همدم و همنشين كساني است كه معشوق حقيقي خود جدا مانده اند و نغمه ها و آهنگهاي ني سرّ و راز آنها را افشا مي كند و آشكار ا مي سازد .
آرايه هاي ادبي : پرده – پرده : جناس تام / پرده دريدن : كنايه

12- همچو ني زهري و ترياقي كه ديد             /         همچو ني دمساز و مشتاقي كه ديد
ترياق به كسر اول معرّب ترياك است كه اصل آن ثرياكا Thriaka   يوناني است و در زبان فارسي مترادف كلمه پاد زهر و مقابل زهر به كار مي رود . چنانكه شيخ سعدي فرمايد : « هر غمي را فرجي هست و ليكن ترسم  / پيش از آنم بكشد زهر كه ترياق آيد »  و مثل « تا ترياق از عراق  آيد مار گزيده مرده باشد » و در اصطلاح اطبّا معجوني است كه در معالجه ي زهر هاي حيواني و امراض سخت استفاده مي شود و آن را ترياق فاروق يا ترياق كبير نيز گويند و ترياك نيز در كاربرد هاي شعرا و نويسندگان به همين معني مي آمده و حافظ نيز مي فرمايد : « اگر تو زخم زني به كه ديگري مرهم         و گر تو زهر دهي به كه ديگري ترياك »
موسيقي و سماع به عقيده ي عرفا بر كساني كه از سر هوي و هوس گوش دهند به منزله ي زهر است و براي اصحاب قلوب حكم ترياق و پاد زهر دارد و دل هاي مشتاق و بي تاب را آرامش مي دهد و اين بيت به اين عقيده اشارت مي كند .
دمساز : همدم ، همراز ، هم صحبت ، هم نشين / مشتاق : عاشق ، آرزو مند و راغب به چيزي
آرايه هاي ادبي : مصراع اول و دوم موازنه دارند  /  زهر و ترياق : تضاد و مراعات النظير
معني روان : هيچ كس زهر و پاد زهري مثل ني نديده است و هيچ كس همراز و همدم عاشق و آرزو مندي نديده است .
 
13- ني حديث راه پر خون مي كند             /           قصه هاي عشق مجنون مي كند
راه پر خون : مجازاً معناي هراسناك و خطر ناك    /  راه پرخون كنايه از راه عشق نيز مي باشد
مصرع دوم تلميح آشكاري است به داستان ليلي و مجنون   /  مجنون : نماد عاشق حقيقي       ياد آور اين بيت خواجه حافظ مي باشد كه : « ناز پرورد تنعّم نبرد  راه به عشق   /  عاشقي شيوه ي رندان بلاكش باشد »
و با معناي ابيات زير قرابت دارد :
« بحريست بحر عشق كه هيچش كناره نيست  /  آن جا جز آنم كه جان بسپارند چاره نيست »
يا « عشق شيريست قوي پنجه و مي گويد فاش / هر كه بگذشت زجان بگذرد از بيشه ي ما
معني روان : ني سخن از راه خطرناك عشق مي گويد كه پايان آن فنا شدن در راه معشوق است و داستان هاي عشق بازي عاشقاني مثل مجنون را مي گويد .

14- محرم اين هوش جز بي هوش نيست            /          مرزبان را مشتري جز گوش نيست
بيهوش : در اين بيت به معني نادان و بيشعور به كار نرفته و مقصود كسي است كه از عشق و حقيقت بيهوش و سرمست باشد .
« همان عاشق واقعي » و ممكن است كه مقصود كسي باشد كه حيله ورزي و چاره سازي نداند و نوعاً اهل دنيا اين گونه اشخاص را ابله و بيهوش مي دانند و مصراع دوم اين معني را تأييد مي كند / هوش : عشق
اگر زبان و گوش در معناي حقيقي به كار رفته باشند اندكي سبك به نظر مي رسند ولي مجازاً زبان معناي عاشق گويا و نالان و
 درد مند است و گوش نيز شخص درد آشنايي است كه از درد و ناله آن گوينده با خبر است . / مصراع دوم آرايه ي « تمثيل » دارد / زبان و گوش : مراعات النظير          مر : هميشه وابسته به « را » يي است كه بعد از آن مي آيد
 « مرزبان را »  : براي زبان هوش و بيهوش از مصراع اول « پارادوكس » بوجود آمده است .
معني روان : محرم حقيقي عشق كسي است كه عاشق و مدهوش و شيدا باشد . همان طور كه براي ادراك گفته هاي زبان وسيله اي به غير از گوش وجود ندارد .

15- در غم ما روز ها بيگاه شد               /               روز ها با سوز ها همراه شد
روز و سوز : جناس ناقص اختلافي     /  بي گاه شدن : سپري شدن زمان
عمر عاشق همراه با سختي ها و رنج  فراوان است و غم و اندوه عاشق تا لحظه وصال به معشوق پايان ندارد و بايد اين بيت را در نظر داشت كه :
« بگفتم : روز بيگاه است و ره دور است ، گفتا : رو           به من بنگر به ره منگر كه من ره را نورديدم
معني روان : روز هاي عمر ما در غم عشق به پايان رسيد و روز هاي زيادي از عمر ما با سوز و گداز عشق سپري شد .


16- روز ها گر رفت گورو باك نيست               /                تو بمان اي آن كه جز تو پاك نيست
بيت 7 جمله دارد / باك – پاك : جناس ناقص اختلافي            تو : مرجع ضميرش خداوند و عشق است
تنها آرزوي عاشق جاودانگي معشوق است و رسيدن به معشوق : مجنون مي گويد :
« از عمر من آنچه هست بر جاي                   بستان بر عمر ليلي افزايي »
« كز عشق به غايتي رسانم                           كو ماند اگر چه من نمانم »
بيت بي توجهي به گذر عمر و توجه مطلق به معشوق را تأكيد مي كند .
معني روان : اگر روز هاي عمر گذشت اهميتي ندارد . اي عشق  تو باقي بمان و جاودانه كه پاك تر از تو وجود ندارد .
 
17- هر كه جز ماهي ز آبش سير شد            /          هر كه بي روزي است ، روزش دير شد
معلوم است كه زندگاني ماهي بسته به وجود آب است و بي آن نمي تواند زندگاني كند . به عقيده ي مولانا همچنين عاشقي كه در عشق ثابت قدم باشد دور از معشوق نتواند زيست و سيري و ملالت در مورد او تصور نمي شود . براي اينكه سيري و ملامت صفت كساني است كه از روي هوي و هوس دوستي مي ورزند . و دقيقاً اين بيت سعدي به ياد مي آيد كه :
« روان تشنه بر آسايد از كنار فرات                مرا فرات ز سر بگذشت و تشنه ترم »
بي روزي : يعني محروم و بي نصيب ، يعني كساني كه از صرف وقت در طلب مقصود تنگدل مي گردد كه بي نصيبي و محرومي دامنگير او شده باشد وگرنه مرد طالب سرگرم طلب است و از گذشتن وقت باك ندارد زيرا وجود و خواهش و داعي نفساني بر طلب هر چيز به عقيده ي مولانا دليل كاميابي و توفيق و عدم آن نشانه ي عدم توفيق و علامت محرومي است .
ماهي : استعاره از عاشق و نماد عاشق واقعي  /  آب : نماد عشق ، درياي عشق الهي
بي روزي : بي نوا ، درويش ، بي بهره از عشق  /  روز ، روزي  : جناس ناقص افزايشي
تأكيد بيت بر سيري ناپذيري عاشق از عشق است .
« « سير شدن » در مصراع اول به معني بي ميل شدن است و كسي كه درد آشنا نباشد به درياي جذبه ي الهي و شناور شدن در آن ميلي ندارد .
« ملالي نيست ماهي را ز دريا                            كه بي دريا خود او خرّم نگردد »
معني روان : همه كس از عشق سير مي شود به غير از كساني كه مانند ماهي در درياي عشق الهي غوطه ورند . تنها عاشق است كه از غوطه خوردن در درياي معرفت و عشق سير نمي شود . و آن كسي كه در راه طلب ملول و خسته شود . بي نصيب و محروم ماند .

18- در نيابد حال پخته هيچ خام              /                پس سخن كوتاه بايد والسلام
پخته ، خام  :   تضاد / والسلام : يك جمله به شمار مي آيد .
پخته : كنايه از عارف با تجربه و واصل /  خام : كنايه از سالك بي تجربه و كسي كه راه عشق را طي نكرده باشد . اينان همان  « جز ماهياني » هستند كه از درياي معرفت الهي بهره اي نبرده اند .


قرابت دارد با :
« دلا نزد كسي بنشين كه او از دل خبر دارد                به زير آن درختي رو كه او گلهاي تر دارد »
« حاصل عمرم سه سخن بيش نيست                         خام بدم ، پخته شدم ، سوختم »

معني روان : افراد بي بهره از عشق و بي نصيب از درياي معرفت الهي حالت عرفاني عاشقان واصل و عارفان با تجربه را درك نمي كنند ، پس سخن را بايد به پايان برد و تمام كرد .


منابع :
1- شرح  محمد استعلامي
2-  شرح كريم زماني


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:42  توسط فناوری اطلاعات  | 

به نام خداوند جان و خرد                     كزين برتر انديشه بر نگذرد

 

 

 

 

آرايه هاي ادبي

 

به همراه توضيح و نمونه سؤالات چهار گزينه اي براي دانش آموزان تمامي رشته ها

 

 

 

تهيه  و تدوين :

 

مير حميد حسيني چورسي

 

 

دبير دبيرستانهاي منطقه ي بهنمير

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

 

آنچه كه ما امروزه آن را آرايه هاي ادبي مي ناميم علمي است كه از « وجوه تحسين كلام » بحث مي كند . و مجموعه شگرد هايي كه كلام عادي را كم و بيش تبديل به كلام ادبي مي كند  و يا كلام ادبي را به سطح بالاتري و والاتري تعالي مي بخشد . به عنوان مثال  اگر در بيت :

 « شكست زلف تو صد دل اسير خويش كند       /       كه هست نعمت پيروزي از شكست ترا ،

به رابطه  و معناي دو  واژه ي «  شكست  » در دو مصراع كه جناس ساخته توجه كنيم و همچنين رابطه تضادي كه بين « شكست و پيروزي » است عنايت داشته باشيم ، مي فهميم كه توجه ذهن به وجود اينگونه ارتباطات هنري در بين كلمات است كه جنبه هاي زيبا شناختي كلام را مشخص و بر جسته مي كند . و در خواننده يا مخاطب التذاذ هنري به وجود مي آورد . به بياني ديگر زماني كه ذهن مخاطب براي رسيدن به معناي لفظ موانعي يا پاراذيت هايي را مي بيند تلاش مي كند تا آنها را كنار بزند . دقت در فهم آنهاست كه شخص را منجر به درك حيثيت ادبي كلام مي كند . شاعر به جاي آنكه بگويد « شيرين تنها ماند » مي سرايد « چو تنها مانده ماه سرو بالا » و به جاي آنكه بگويد « اشك از چشمان او ريخت » مي سرايد : « فشاند از نرگسان لؤ لؤ لالا » درك اين دقايق و معاني براي مخاطب لذتي حاصل از تلاش ذهن ايجاد مي كند و معيار سنجش كلام به او مي آموزد و سبب كشش روح انسان به لذت هاي معنوي مي شود .

حال اگر اين عناصر از كلام حذف گردد و سبك ادبي به سرعت به سطح كلام عادي تنزل مي يابد .

اگر در مجموعه ي اين شگرد ها يا فوت و فن ها دقت كنيم در مي يابيم  بوجود آورنده  ي   تناسب يا  ارتباط  خاصي بين الفاظ هستند كه  برخي به وجود آورنده  تناسب يا موسيقي لفظي ، ( بديع لفظي) و برخي ديگر  به وجود آورنده ي تناسب يا موسيقي معنوي ، بديع معنوي مي گويند .

اگر در مجموعه ي اين شگرد ها يا فوت و فنّ ها دقّت كنيم در مي يابيم كه برخي به خاطر ايجاد ارتباط خاصي بين الفاظ ، موسيقي لفظي و بديع لفظي مي سازند و برخي ديگر در پرورش معنا تأثير گذارند كه بديع معنوي ناميده مي شوند .

 

 

آرايه هاي لفظي و  معنوي عبارتند از :

 1- سجع  2- جناس  3- واج آرايي  4- مراعات النظير   5- عكس ( قلب ) 6- تكرار 7- تصدير  8- لف و نشر   9- تشبيه  10- استعاره  11- كنايه 12- مجاز 13- ايهام   14- تضاد

 15- پارادوكس   16- نماد   17- تمثيل     18- اسلوب معادله  19 اغراق 20- حسن تعليل  21- حس آميزي  22- تلميح   23 تضمين    

 

 

 

      

 

 

 

آرايه ها

1- تشبيه : همانند كردن دو چيز است به هم ، در خصوصيتي مشترك ، به شرط اين كه آن همانندي بر اساس كذب يا حداقل دروغ نما باشد يعني با اغراق همراه باشد . مثلاً : در عبارت

 « سگ مانند شغال است » تشبيهي وجود ندارد . ولي در عبارت « او مثل سرو است » يا « او مثل شير است » مفهوم اصلي تشبيه نمايان مي شود .

تشبيه حداكثر از چهار عنصر ( ركن يا پايه ) تشكيل مي شود .

واو به شيوه باران  ،   پر از طراوت تكرار بود .    « سهراب سپهري »

 

1- مشبه : ركني است كه ما مي خواهيم آن را تشبيه نماييم             او

2- مشبه به : ركني است كه مشبه را به آن تشبيه مي كنيم .          باران

3- وجه شبه : صفت و ويژگي مشترك ميان مشبه و مشبه به                طراوت تكرار

4- ادات تشبيه :  واژه هايي كه مفهوم مشابهت را مي رسانند و ارتباط تشبيه را برقرار مي سازند ، چون ، چو ، هم چو ، هم چون ، مانند ، همانند ، مثل ، به سان ، به كردار ، به شيوه ، بر مثال ، مانند و ..........

 1- تشبيه بليع : تشبيهي است كه « ادات » و « وجه شبه » نداشته باشد . و بر دو نوع است .

1-    اسنادي : كه در آن « مشبه به » به « مشبه » اسناد داده مي شود . مانند : كه نيم كو هم زصبر و حلم و داد

من كاه نيستم . « كاه » به « من » اسناد داده شده است .

من كوه هستم . « كوه » به « من » اسناد داده شده است .

« حرف هاي من باد هوا شد »

2-  اضافي : كه آن را «  اضافه ي تشبيهي » مي خوانند و در آن يكي از طرفين تشبيه ( با كسره ) به ديگري اضافه مي شود . مانند :

يك روز در بيابان كاشان هوا سرد شد /  و باران تندي گرفت  /  و سردم شد /   آن گاه پشت يك سنگ /  اجاق شقايق مرا گرم كرد .          اول مشبه  به « اجاق » آمده و سپس « شقايق » كه مشبه است قرار گرفته است .

تشبيه را از جهت ديگري نيز تقسيم بندي كرده اند :

1- تشبيه مفرد : تشبيهي است كه « مشبه به » آن يك چيز است و صفت يا صفاتي كه وجه شبه اند از همان يك چيز استنباط مي شوند .مانند : رخساره چو گلستان خندان   /  زلفين چو زنگيان لاعب                         ( رخساره ي  او  مانند     گلستان   خندان   است )

مشبه مفرد       ادات   مشبه به مفرد  وجه شبه مفرد

2- تشبيه مركب : تشبيهي است كه در آن وجه شبه از دو يا چند چيز كه با هم آميخته اند ، گرفته مي شود .

در اين تشبيه ، هيئتي به هيئت ديگر مانند مي شود : يعني طرفين تشبيه دو چيز يا بيشتر است .

مثال : سر از البزر بر زد قرص خورشيد                     چو خون آلوده دزدي سر ز ممكن

قرص خورشيد كه از پس البرز در آمد          /          دزد خون آلوده اي كه سر از كمينگاه در مي آورد . 

             مشبه مركب                                                         مشبه به مركب

 

اين تشبيه ، مركب از اجزاء زير است :

1- قرمزي : رنگ خورشيد به هنگام طلوع و سر خون آلوده ي زرد  

2- مخفي بودن : اختفاي خورشيد در پشت كوه و دزد در كمينگاه

3- به تدريج آشكار شدن : طلوع خورشيد از پشت ديواره بلند كوه و بيرون آمدن سر دزد از پشت ديوار مثلاً باغي كه در آن جا پنهان شده  باشد .

در تشبيه مركب نبايد اجزا را تك تك ( به صورت چند مشبه و مشبه به ) در نظر گرفت ، بلكه بايد تصويري را كه از مجموع اجزا ء حاصل مي شوددر نظر داشت .

 

 

2- استعاره :

تشبيهي است كه يكي از طرفين تشبيه ( مشبه يا مشبه به ) حذف شده باشد و بر دو نوع است :

استعاره مصرّحه : در اين استعاره از كلّ تشبيه ، مشبّه به ذكر مي شود و مشبه حذف مي گردد . در حقيقت مشبه به جانشين مشبه مي شود : هزاران نرگس ازچرخ جهانگرد   /   فرو شد تا بر آمد يك گل زرد

منظور از « نرگس آسمان » « همان » ستاره است و تشبيه آن اين گونه است  : ستاره  همچون  نرگس است .

                                                                                           مشبه              مشبه به

« ستاره » كه « مشبه » است حذف شده و « نرگس » مشبه به تنهايي است كه « استعاره » شده است . و همچنين « گل زرد »

كه همان « خورشيد » است . و مي گوييم : « نرگس » استعاره مصرّحه از « ستاره » و « گل زرد » استعاره از  « خورشيد » است .

 

2- استعاره مكنيّه : در اين نوع استعاره « مشبه » ذكر مي شود و « مشبه به » حذف مي گردد . امّا ويژگي يا صفت يا عضوي از مشبه به ي حذف شده آورده مي شود . اين ويژگي مي تواند وجه شبه نيز باشد .

به صحرا شدم / عشق باريده بود           به صحرا رفتم كه در آن جا عشق باريده بود .         عشق قابل بارش نيست : عشق مانند باران مي بارد . مشبه ( عشق ) ذكر شده ولي مشبه به ( باران ) نيامده و در عوض ويژگي بارز آن ( باريدن ) ذكر شده است .

مثالي ديگر : باغ ما در طرف سايه ي دانايي بود .   (  سهراب سپهري )

دانايي سايه اي ندارد مگر آن كه دانايي را به باغ يا ديواري يا كوهي كه سايه دارد تشبيه شده باشد .

 

تشخيص : استعاره مكنيه اي كه مشبه به محذوف آن انسان باشد . به عبارت ديگر هر گاه به يك غير انسان حالات ، رفتار ،  شخصيّت و ويژگي انسان ببخشيم به آن تشخيص ( آدم نمايي = انسان انگاري = شخصيّت بخشي ) مي گوييم .

 

در آن  نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام / گرم ياد آوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم .  

گل نيلوفر « دست » و سرو كوهي « پا » ندارد كه در هر دو، حالت يك انسان به آنها داده شده است .

 

نكته 1 : هر غير انساني كه مورد خطاب واقع شود ، در واقع يك نوع تشخيص و استعاره مكنيه مي باشد . اي نسيم سحر !

نكته 2 : استعاره مصرّحه كه به جاي انسان به كار مي رود ، اگر مورد خطاب واقع گردد ، تشخيص نمي باشد .

اي بت من !     / اي گل من !     / اي ماه من !

 

اضافه ي استعاري : نوعي استعاره مكنيه است كه در آن ( به ترتيب ) « ويژگي مشبه به ) و « خود مشبه »      ( با كسره ) به يكديگر اضافه مي شوند . مانند : دست اجل   /   پرواز سرنوشت           كه در اولي اجل به انساني همانند شده است كه دست دارد و در دومي سرنوشت به پرنده اي تشبيه شده است كه مي تواند پرواز كند . مشبه به انسان و پرنده حذف شده اند و ويژگي آنها همراه مشبه به صورت تركيب اضافي آمده است .

* در اضافه ي استعاري ، اگر مشبه به محذوف ، انسان باشد « تشخيص » نيز به حساب مي آيد .

* تمام اضافه هاي استعاري ، استعاره ي مكنيّه مي باشند .

3- مجاز :

هر گاه كلمه اي در معناي غير حقيقي به كار رود و ارتباط آن با معناي حقيقي خود ، رابطه شباهت و تشبيه نباشد به آن مجاز

مي گويند . مثال : « دهخدا قلم خوبي دارد »  ، « قلم » به جاي « نوشته » به كار رفته است . و يا اينكه       مي گوييم : « ايران بازي را از عربستان برد »             « ايران و عربستان » مجاز هستند و هر دو به جاي       « تيم ورزشي » به كار رفته اند .

علاقه هاي مجاز : پيوند و تناسبي است كه ميان معناي حقيقي و معناي غير حقيقي ( مجازي ) وجود دارد .

رايج ترين علاقه ها عبارتند از :

 

1- جزئيّه :  جزئي از يك چيز به جاي تمام آن به كار مي رود . رستم از اين بيت و غزل  اي شه سلطان وازل

 

2- كليّه : تمام يك چيز به جاي جزئي از آن مي آيد .               « سرم درد مي كند »     بخشي از « سر »

 

3- محليّه : محل چيزي به جاي خود آن چيز مي آيد .                 دل عالمي بسوزي چو عذار بر فروزي         مردم عالم

بعضي مواقع بر عكس است : فلاني را چايي به دست ديدم           فنجان چاي مورد نظر است .

 

4- سببيّه : سبب چيزي جانشين خود آن چيز مي شود .                دست روز گار            دست يعني قدرت

                                                                                     آب را ببنديد          شير آب را ببنديد        

 

5- لازميّه : چيزي به دليل همراهي هميشگي با چيزي ، به جاي آن به كار مي رود .           آتش مرا گرم كرد       حرارت آتش

 

6- آليّه : ابزاري جانشين كار مي شود كه با آن ابزار انجام مي شود .         فلاني قلم خوبي دارد          نوشته منظور است .

 

 

2- كنايه : آن است كه گوينده يا نويسنده جمله و عبارتي را ذبه كار مي برد كه دو معني دارد ، يكي معناي لفظي و ظاهري كه مورد  نظر نيست و ديگر معناي باطني كه منظور اصلي است . در كنايه مفهوم ظاهري جمله ، كنايه و اشاره اي است به معني واقعي آن . مثلاً در خانه ي فلاني به روي همه باز است .                           كنايه از« مهمان نوازي و بخشنده بودن است » يا « پرنده پر نمي زند »   

 كنايه از « ساكت و خلوت بودن »

 

كنايه خود بر چهار نوع تقسيم مي شود : 1- ايما و اشاره      2-  تلويح       3- تعريض        4- رمز

1- ايما : رخت بر بستن  - سفر كردن

2- تلويح :  كثير الرّما خاكستر زياد - ...... و بخشندگي

3- تعريض : معمولاً بين دو نفر رد و بدل مي شود فردوسي و سلطان  محمود

4- رمز : عريض القفا كودن

 

1- سجع :

آوردن كلمات هماهنگ در آخر جمله هاي نثر است ، سجع در نثر همانند قافيه در شعر است .

مثال : طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيت نعمت

براي سجع مي توان سه شرط قائل شد : 1- واژه ها هماهنگ باشند . 2- آخر جمله ها باشند .   3- اين جمله ها ، جملات نثر باشند نه شعر

سجع بر 3 نوع است : 1- سجع متوازي : كه در آن كلمات هم در واج هاتي پاياني و هم در وزن با هم مشتركند . مانند : « تابنده پاينده »          « بوستان دوستان »

2-    سجع متوازن : كلمات فقط در وزن با هم مشتركند . مثال : « باطل ضايع »  « عقل علم »

3-    سجع مطرّف : كلمات فقط در واج هاي پاياني با هم مشتركند : مثال : « زيبنده در خورنده »

نكته : سجع بيشتر در نثر به كار مي رود ولي در شعر نيز نمونه هايي يافت مي شود .

   *  هنگام تنگ دستي در عيش كوش و مستي              كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را

* باز آ و بر چشمم نشين ، اي دلستان نازنين                 كاشوب و فرياد از زمين بر آسمانم مي رود .

 

* نثر يا شعري كه سجع در  آن به كار مي رود مسجّع نام دارد .

* اگر سجع در يك جمله در كنار هم به كار روند ، تضمين المزدوج ناميده مي شوند . مثال :

« به گوش هوش نيوش  از من به عشرت كوش  /  كه اين سخن ، سحر از هاتفم آمد به گوش

 

 

 

6- موازنه :

آن است كه تقريباً تمام كلمات دو مصراع يا دو جمله ، يك به يك ، دو به دو ، سه به سه و ..... با يكديگر فقط هم وزن باشند .

( سجع متوازن داشته باشند ) .       زشت   بايد ديد و انگاريد  خوب

                                            زهر   بايد خورد و  انگاريد  قند

 

نكته : اگر ترتيب كلمات به گونه اي باشد كه علاوه بر سجع متوازن ، سجع مطرّف يا سجع متوازي باشد باز به آن موازنه مي گوييم .

 

7- ترصيع :

آن است كه تقريباً تمام كلمات دو مصراع يا دو جمله با يكديگر هماهنگ و هم وزن باشند . علاوه بر هم وزن بودن حرف آخر آن ها نيز يكسان باشد .(  سجع متوازي تشكيل دهنده )        زبانش   توان  ستايش   نداشت

                                                                     روانش  كمان  نيايش   نداشت

3-    جناس :          

4-     آوردن دو يا چند كلمه است كه از لحافظ لفظي و ظاهري شبيه يا نزديك به هم باشند ولي تفاوت معنايي داشته باشند .

جناس به 2 نوع كلي تقسيم مي شود :  1- جناس تام     2- جناس ناقص

1-    جناس تام : دو واژه از هر جهت شبيه به هم و يكسان و فقط در معنا متفاوت باشند .

اي خدا ، اي فضل تو حاجت روا    /   با تو ياد هيچ كس نبود روا

روا : در مصراع اول « بر آورده شده »           روا : در مصراع دوم  « شايسته ، سزا »

2- جناس ناقص : هر گاه دو واژه غير از معني ، در يك واج نيز تفاوت داشته باشند به آن جناس ناقص گفته   مي شود . اين تفاوت حدودي دارد كه بر اساس آن جناس ناقص به 3 نوع تقسيم مي شود :

1- جناس ناقص اختلافي : هر گاه دو واژه فقط در يك حرف اختلاف داشته باشد كه ممكن است اين اختلاف در حرف اول مثل

 « اصل وصل »  يا در حرف وسط « دور دير » يا در حرف پاياني « كام كا » باشد .

2-    جناس ناقص افزايشي : هر گاه يكي از دو واژه فقط يك حرف بيش از ديگري داشته باشد : مثل : آباد باد » ،

 « قامت قيامت »  ،  «  بيا ، بيار »

3-    جناس ناقص حركتي : هر گاه دو واژه غير از معنا فقط در حركت ها ( = مصوّت ها ي كوتاه ) مختلف باشند .

مثل « ملك ملك  »  / « گل گل »

نكته : گاهي دو كلمه ممكن است هم ريشه باشند كه در اينصورت جناس اشتقاق مي گويند.

مثال : « عاشق معشوق »  /  طالع طلوع -  طلعت / « انيس مونس »

 

 

3- تكرار :

تكرار يك يا چند كلمه است در يك بيت ، به گونه اي كه بر موسيقي شعر و تأثير سخت بيفزايد و اين آرايه زماني پديد مي آيد كه كلمه دو بار يا بيشتر تكرار مي شود . مثال :

« گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق من  /     از خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم »

واژه هاي « خاك » - « بيشتر »    -  تكرار

4- تصدير :

اگر واژه اي در آغاز و پايان بيتي تكرار شود آن را تصدير مي نامند . در اصل تصدير نوعي تكرار است .

مثال : « آدمي در عالم نمي آيد به دست               عالمي ديگر بيايد ساخت و ز نو آدمي  

5- مراعات النظير : ( = تناسب )

آوردن دو يا چند كلمه است در كلام كه در يك راستا با هم ديگر ارتباط و تناسب معنايي داشته باشند .

مثال : « اگر آفتاب خزان گلبن شكوفه بريخت  /    بقاي سرو روان باد و قامت شمشاد »

« گلبن شكوفه سرو شمشاد »     مراعات النظير دارند . 

12- تلميح :

 اشاره كردن به بخشي از آيه ، حديث ، داستان و وقايع تاريخي ، ديني ، ميهني و .....  در ضمن شعر يا نوشته است .

مثال : « نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت  /   متحيّرم چه نامم شه ملك لا فتي را »

اشاره به « لا فتي   الّا  علي  لا سيف الّا ذوالفقار »

مثالي ديگر : « بيستون كندن فرهاد نه كاري است شگفت  /  شور شيرين به سر هر كه فتد كوه كن است »

اشاره به داستان « فرهاد و شيرين »

13- تضمين :

هر گاه شاعر يا نويسنده ، ضمن سروده يا نوشته ي خود از مصراع يا بيت يا شعري از شاعران ديگر يا عبارتي از نويسنده اي برجسته يا از آيات و احاديث ( به طور كامل و عيناً به صورت عربي ) استفاده كند تا به سخن خود اعتبار بيشتري

ببخشد ، به آن « تضمين » مي گويند . 

« چه خوش گفت فردوسي پاكزاد  / كه رحمت بر آن تربت پاك باد

ميازار موري كه دانه كش است  / كه جان دارد و جان شيرين خوش است .   (   سعدي )

14- تضاد ( = طباق ) :

 آوردن دو كلمه كه معنايي مخالف و ضد هم داشته باشند «  روز و شب سياه و سفيد »

 

15- تناقص ( = پارادوكس = متناقض  نما ) :

نقض و نفي كند و به عبارتي ديگر آوردن دو واژه و دو معني است كه با يكديگر جمع نمي شوند و با هم تناقض داشته باشند .

مثال : « از تهي سرشار  / جويبار لحظه ها جاريست             جمع شدن « تهي و سرشار » يكجا امكان پذير نيست .

مثالي ديگر : جامه ام شولاي عرياني است » نمي توان هم عريان بود و و هم شولا ( لباس بلند ) داشت .

16- حس آميزي :

آميختن و تركيب دو يا چند حس مختلف را در كلام « حس آميزي » مي گويند .

مثال : « فلاني قيا فه اي با نمك دارد »    يا « خبر تلخي به من رسيد » « با نمك» حس چشايي است و قيافه با حس بينايي سنجش مي شود و همچنين « خبر » با حس شنوايي اندازه مي شود و « تلخي  » با حس چشايي است .

17- لفّ و نشر :

آوردن دو يا چند كلمه است كه در ابتدا و سپس آوردن دو يا چند كلمه ي ديگر در بخش بعدي كه هر كدام از آنها به يكي از كلمات بخش اول بر گردد . كلماتي كه از بخش اول مي آيد « لفّ » و كلماتي كه از بخش بعدي مي آيد « نشر » مي گويند . اگر « نشر ها » به ترتيب به « لفّ ها »  بر گردند به آن « لفّ و نشر مرتب » و اگر به ترتيب نباشند « لفّ و نشر مشوش » مي گويند .

مثال :  لفّ و نشر مرتب : « بريد و دريد و شكست و ببست  /   يلان را سر و سينه و  پا و  دست

                             لف1      لف2    لف3      لف4               نشر1 نشر2   نشر3  نشر 4

مثال : لف و نشر مشوش : « گر دهدت روز گار ، دست و زبان زينهار  / هر چه بداني مگوي ، هر چه تواني مكن  

                                                                                               نشر 1                       نشر 2

18- اغراق ( = مبالغه )

توصيف كسي يا پديده اي به طوري كه تحقق يافتن آن محال يا بيش از حد معمول و تصورّ باشد .

مثال : « كه گفتت برو دست رستم ببند  / نبندد مرا دست چرخ بلند »  ادعاي شاعر در مصرع دوم اغراق است .

« شود كوه آهن چو درياي آب  / اگر بشنود نام افراسياب » ادعاي شاعر در مصراع دوم اغراق است .

19- حسن تعليل :

وقتي شاعر يا نويسنده دليلي غير واقعي اما شاعرانه و دل پذير براي موضوعي بيان مي كند ، به آن « حسن تعليل » مي گويند .

( حسن = زيبايي / تعليل = علت آوردن )

« از آن خم گشته مي گردند پيران جهان ديده   /  كه اندر خاك مي جويند ايام جواني را »

شاعر علت خميدگي قامت پيران را ، آن مي داند كه جواني خود را در ميان خاك مي جويند . در حالي كه علت خميدگي قامت پيران چيز ديگري است .

 

20- عكس ( = قلب )

هر گاه شاعر يا نويسنده با جا به جا كردن واژه ها ، تركيبات يا جملات ، شكلي تازه و زيبا به سخن ببخشد به آن آرايه ي « عكس يا قلب » مي گويند .

مثال « نگذشت  بيستون    ز سر     خون      كوهكن   / تا خون كوهكن     ز سر     بيستون    گذشت »

                    1          2         3                 4          4             3        2             1

مثالي ديگر : گيرم كه بر كني    دل سنگين   ز  مهر من  / مهر   از    دلم چگونه تواني كه بر كني »

                            1        2             3    4           4   3     2                        1

 

21- اسلوب معادله :

آرايه اي است كه شاعر در آن  ، مصراع دوم را به عنوان مثال و مصداقي معادل و برابر مصراع اول در مي آورد . به گو نه اي كه بتوان  جاي دو مصراع را با يكديگر عوض نمود يا واژه ي « همان طور كه » يا علامت مساوي بين آن دو قرار داد . ارتباط معنايي دو مصراع بر پايه ي « تشبيه » استوار است .

مثال : « دود اگر بالا نشيند كسر شأن شعله نيست  / جاي چشم ابرو نگيرد گر چه او بالاتر است . »

* شاعر مصراع دوم  را مثال و مصداقي معادل موضوع مطرح شده در مصراع اول آورده است . مي توان واژه ي    « همان طور كه » يا علامت تساوي ( = ) بين آن دو گذاشت و جاي آن دو را با هم عوض نمود .

مثال ديگر : « من از روييدن خار سر ديوار دانستم  / كه ناكس ، كس نمي گردد به اين بالا نشيني ها »

     « عيب پاكان زود بر مردم هويدا مي شود / موي اندر شير خالص زود پيدا مي شود .

 

22- نماد :

هر گاه كلمه اي ، جز معني اصلي ، نشانه و مظهر معاني ديگري قرار بگيرد به آن  « نماد » گفته مي شود .

مثال : « طلوع خورشيد -   نماد « تولد »                  غروب خورشيد نماد مرگ          كوه نماد استواري و محكم

لاله : نماد شهيد         قارون : نماد ثروت اندوزي          ايّوب : نماد  صبر و شكيبايي        سرو : نماد آزادگي 

قابيل : نماد انسانهاي ظالم و ستمگر و قاتل                 هابيل : نماد انسانهاي مظلوم و ستمديده

 

* « اي سر و پاي بسته به آزادگي مناز  /       آزاده من كه از همه عالم بريده ام

* قابيليان بر قامت شب مي دريدند    /       هابيليان بوي قيامت مي شنيدند

 

23- تمثيل ( = مثل = ضرب المثل )

هر گاه جمله ، عبارت ، مصراع يا بيتي قابليت اين را داشته باشد  كه بتوان آن را به عنوان ضرب المثل به كار برد به آن « مثل » « تمثيل » يا « ضرب المثل » مي گويند . مثال : هر كه بامش بيش ، برفش بيشتر

« بياموزمت كيمياي سعادت  / زهم صحبت بد جدايي جدايي

 

 

24- ايهام :

هر گاه كلمه اي كه داراي حداقل دو معني است به گونه اي در شعر يا نثر به كار رود كه هر دو معنا از آن قابل برداشت و در كلام حضور داشته باشد .

مثال : « دي مي شد گفتم صنما عهد به جاي آر  / گفتا غلطي خواجه در اين عهد وفا نيست »

واژه ي « عهد » در مصراع دوم داراي دو معني است : 1- پيمان   2- « روز گار » كه هر دو معنا قابل دريافت است .

 

25 ايهام تناسب :

فقط يكي از دو معني كلمه ، در كلام حضور داشته باشد ، اما معني غايب با كلمه يا كلماتي از كلام رابطه و تناسب داشته باشد .

مثال : « هر تير كه در كيش است گر بر دل ريش آيد  / ما نيز يكي باشيم از جمله قربان ها »

قربان به معني قرباني است اما در معني بند و تسمه تركش كه در اينجا مراد نيست با تير و تركش تناسب دارد .

مثالي ديگر : « ماهم اين هفته برون رفت و به چشمم سالي است / حال هجران تو چه داني كه چه مشكل حالي است »

واژه ي « ماه » دو معني دارد : 1- ماه آسمان           2- ماه سي روز 

« ماه با  هفته و سال » تناسب دارد پس از اين جهت معني آن مورد نظر نيست . ماه آسمان مورد نظر است كه استعاره از معشوق شاعر مي باشد .

26- واج آرايي :

تكرار يك واج ( صامت يا مصوّت ) در كلمات يك مصراع يا بيت  و يا يك عبارت است به گونه اي كه كلام را آهنگين كند . و بر تأثير سخن بيفزايد ، نام ديگر واج آرايي « نغمه ي حروف » است

مثال : خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد » واج آرايي « خ »       

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:38  توسط فناوری اطلاعات  | 

بنام خدا

از :  گروه آموزشی جغرافیای منطقه ی بهنمیر

به : سرگروه جغرافیای سازمان آموزش و پرورش مازندران

موضوع : اطلاعاتی در مورد منابع آبهای زیرزمینی با تاکید بر منابع استان


          از آنجائیکه بحث منابع آبی استان مازندران ومنابع نامبرده شده در کتابجغرافیای استان یکی از مباحث مهم جغرافیا می باشد واز طرفی این منابع که شامل( چشمه ها ، چاهها ، چاه آرتزین وچشمه ها ) می باشد و از  شرایط ایجاد آنها و نحوه ی بهره برداری در کتاب صحبتی نکرده واین در حالی است که این بخش مورد توجه دانش آموزان زیادی نیز بوده است ، لذا به منظور آشنایی بیشتر همکاران محترم برای توضیح کامل مطلب در کلاس این مجموعه مختصربا استناد به کتابهای مختلف زمین شناسی وژئو مورفولوژی تهیه و تنظیم گردیده است .

        در پایان امید است کاستیها از سوی بزرگواران به دیده اغماض نگریسته شده و حقیررا نیزاز راهنماییهای ارزشمند خود محروم نفرمایند .


با تشکر فراوان
                                                                              محمد جعفری چراتی
                                                                      سرگروه جغرافیا و زمین شناسی
                                                                                  پاییز 1386

الف :   چشمه ها  (( spring))

         این پدیده ی طبیعی از هزاران سال پیش یکی از عوامل بر انگیزنده حس کنجکاوی انسانها بوده است . درک علت اینکه چراچشمه ها  در گذشته و زمان حال یک پدیده ی اسرار آمیز بوده اند چندان هم مشکل نیست ، زیرا چشمه ها ظاهرا  از یک مخزن لایزال و در هر اقلیمی از کره زمین می جوشند ، در حالیکه منبع آشکاری ندارد ، بنابراین توجیحات جالبی در مورد چشمه ها ارائه گردیده است که اهم آنها به قرار زیر می باشند :

1) به موجب یکی از این نظرات چشمه ها آب خود را از اقیانوسها می گیرند ولی اینکه نمک آنها چگونه از آنها گرفته می شود وچگونه آب آنها تا ارتفاعات زیادی در کوهها بالا آمده است هنوز بی پاسخ مانده است .

2) نظر دیگر در مورد چشمه ها که مورد تایید ارسطو هم بوده است بر این پایه می باشد که بخار آب موجود در هوا پس از نفوذ به داخل زمین در غارها ی سرد زیر زمینی تقطیر یافته و آب مورد نیاز چشمه ها را تامین می کند .

3) در اواسط قرن هفدهم فیزیکدان فرانسوی ، پیر پرالت فرض ناکافی بودن آب باران برای خروج از چشمه ها و جاری شدن به صورت رود خانه را رد نمود . پرالت مقدار آب موجود در یکی از رودخانه های فرانسه به نام رود سن را که به صورت بارش در حوضه ی آن میبارید محاسبه نمود و با اندازه گیری مقدار تبخیر آب ، نشان داد که به اندازه ی کافی آب باقی می ماند که بتواند در تشکیل چشمه ها به کار رود .

           **  با توجه به آزمایشات پرالت و دیگر پژوهشگران، امروزه میدانیم که منشاء چشمه ها آب منطقه                        اشباع و منشاء اصلی آب آنها نیز نزولات جوی است **

4) وقتی سطح ایستابی سطح زمین را قطع می کند ، جریان طبیعی آب زیر زمینی یعنی چشمه حاصل میگردد . در بعضی از نقاط یک لایه آب بند از بالای سطح ایستابی اصلی وجود دارد ، وقتی آب به پایین نفوذ می کند ، قسمتی از آب با لایه ی آب بند برخورد می کند و باعث ایجادمنطقه ی اشباع محلی تری میگردد که آنرا سطح ایستابی معاق ( perched water table ) می نامند .

5) در مناطقی که سنگهای زیر زمینی از نوع متبلور و غیر قابل نفوذ هستند نیز ممکن است افقهای نفوذ پذیربه صورت مجاری انحلالی یا شکستگی وجود داشته باشند .اگر فضاهای خالی پر گردند و افقهای آبدار سطح زمین را در دامنه قطع کنند، چشمه ایجاد میگردد .


ب : چاهها  ( well )

            یکی از راههاییکه برای برداشت آبهای زیر زمینی به وسیله ی بشربه کار می رود چاه میباشد و آن عبارتند از حفره ی بازی است که تا داخل منطقه اشباع حفر می گردد .

           چاهها به صورت مخزنی عمل میکند که آب زیر زمینی به داخل آنها وارد شده و به کمک تلمبه از آن خارج  میگردند . حفر چاه برای بدست آوردن آب به قرنها پیش بر می گردد و روش مهمی برای دستیابی به آب به شمار می رفته است . امروزه در بسیاری از نقاط جهان ، آب حاصل از چاههای زمینی بیشتری را نسبت به رودخانه ها آبیاری مینماید .( در استان مازندران نیز از سال 1371 به بعدکه تقریبا میزان بارش کاهش یافته از این طریق به آب زیادی دست یافته اند که حتی اخیرا در مناطق بسیار مرطوب مرکزی استان نیز از چاهها استفاده می گردد .)

        سطح آب زیرزمینی در طول سال نوسان داشته و در بعضی از فصول افت می کند و پس از دوره ی بارندگی ، بالا آمده و برداشت میگردند . بنابراین برای تضمین جریان آب دائم از چاه تا چندین متر به زیرسطح ایستابی نفوذ کند . وقتی آب از چاهی کشیده می شود سطح ایستابی در مجاورت چاه را پایین آورده که نهایتا تاثیرات ناشی از افت یا فروکش ( draw down ) آب با افزایش فاصله از چاه کمتر می گردد و در نتیجه یک گودی تقریبا مخروطی شکل موسوم به مخروط افت ( cone of depresson  ) ایجاد می کند .

          اگر مخروط افت شیب سطح آب مجاورت چاه را افزایش دهد آب زیر زمینی سریعا به سمت فضای خالی جریان می یابد . مثلا برای چاههای خانگی ، مخروط افت چشمگیر نیست ، با وجود این وقتی چاهها برای مقاصد آبیاری یا صنعتی به کار میروند ، برداشت سریع آب میتواند مخروط افت وسیع با شیب تند ایجاد نماید که در آن سطح آب زیرزمینی به طور قابل توجهی در منطقه پایین می آید و سبب خشک شدن چاههای کم عمق اطراف می شوند .

ج) چاههای آرتزین :  ( artesian )

            واژه آرتزین در مورد حالتی به کار میرود که سطح آبهای زیرزمینی در یک چاه بالاتر از سطح نقطه ای باشد که در آن چاه به آب رسیده باشد. برای اینکه چنین وضعیتی به وجود آید دو شرط باید موجود باشد .
1) آب باید به سفرهای مایل محدود باشد به طوری که یک سر آن در سطح زمین و برای دریافت آب قرار داشته باشد.
2)  بایدلایه های آب بند در بالا و هم پایین لایه آبده موجود باشدتا مانع خروج آب گردد . وقتی چنین لایه ای سوراخ می گردد ، فشار حاصل از وزن آبهای موجود در سطوح بالا تر سبب بالا آمدن آب می گردد .
 
          اگر نیروی اصطکاک وجود نداشت ، آب چاه تا سطح فوقانی سفره آبدار بالا میآمد ، اما اصطکاک بلندی چنین فشاری را کاهش می دهد . هر قدر فاصله از محل تغذیه ( جاییکه آب وارد سفره آبدار مورب می شود ) دور می شود نیروی اصطکاک بیشتر می شود و آب کمتری بالا می آید .

          سیستمهای آرتزین مثل مفری عمل می کند که آب را از نقاط دور محل تغذیه تا محل برداشت هدایت می کند ، به همین منوال آبی که سالهاپیش در قسمت مرکزی ایالت ویسکانسن امریکا وارد زمین شده است امروزه کیلومترها دورتر در ایلی نویز توسط مجتمع های مسکونی برداشت می شود .

        در مقیاس دیگر ، سیستمهای آب شهری رامی توان مثل یک سیستم آرتزین مصنوع ی در نظرگرفت. برج آب که آب به آن پمپاژ می گردد را می توان ناحیه تغذیه لوله ها  را آبخا نه محدود و  شیرهای آب منازل را چاههای آرتزین جریانی نامید .  لازم به ذکر است که شرایط ایجاداین چاهها در مازندران نیز وجود دارد از جمله در پایان نامه تحصیلی که توسط نگارنده این مطلب تحریر گردیده است در مورد شهرستان محمود آباد چندین مورد از این چاهها وجود دارند، لذا در مناطق دیگر استان خصوصا غرب استان احتمال بهره برداری از این چاهها نیز وجود خواهدداشت .

 د) چشمه های آبگرم ( ( hot springs

    
            آب چشمه های گرم بین 6 تا 9 درجه سانتی گراد گرمتر از میانگین درجه حرارت سالانه مناطق و نواحی است که در آن یافت می گردد . ( در مازندران نیز تعداد این چاهها و چشمه ها خصوصا در منطقه لاریجان در منطقه رینه کم نیست ) .

       
            اکتشافات معدنی در سراسرجهان نشان می دهد که دمای معادن عمیق و چاههای نفتی همراه با ازدیاد عمق از سطح زمین افزایش می یابد .افزایش میانگین  دما در چنین نقاطی در حدود 2 دو درجه سانتی گراد در هر 100 یکصد  متر است . بنابر این وقتی آب زیرزمینی در اعماق زیاد حرکت می کند گرم می گردد و اگر به سطح زمین برسد به صورت  چشمه های آبگرم بیرون می آید .

              طبق بررسیهای زمینشناسان آمریکایی  منبع حرارتی بسیاری از چشمه های آبگرم سنگهای آذرین در حال سرد شدن هستند ، لذا اکثر این قبیل چشمه ها در غرب امریکا که فعالیتهای آتشفشانی داشته واقع شده اند . در ضمن یکی از مهمترین چشمه های آبگرم استان در منطقه لاریجان آمل واقع شده که در ناحیه ایست که منطبق بر کوهستان آتشفشانی دماوند می باشد و حاکی وجود سنگهای آذرین در حال سرد شدن است . 

 


                                                      پایان 
                                                         تهیه و تنظیم :  محمد جعفری چراتی
                                                                دبیر جغرافیای منطقه بهنمیر

 

منابع و مآخذ:

1) مبانی زمین شناسی ، دکتر ادوارد جی. تاربوک و دکتر فردریک ک. لوتگن ، ترجمه دکتر رسول اخروی ، چاپ دهم ، انتشارات مدرسه ، 1386
2) جغرافیای مفصل ایران ، ربیع بدیعی ، سری سه جلدی ، چاپ 1371
3) امکان سنجی توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگیشهرستان محمود آباد ، پایان نامه دانشجویی محمد جعفری چراتی ، دانشگاه اصفهان ، 1375
          

     

     

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:42  توسط فناوری اطلاعات  |